آی نو؛ مرجع تخصصی اخبار و آموزش هوش مصنوعی

داستان موفقیت Ebony Belhumeur: از دستیار اجرایی تا بنیان‌گذار استارتاپ هوش مصنوعی

داستان موفقیت Ebony Belhumeur: از دستیار اجرایی تا بنیان‌گذار استارتاپ هوش مصنوعی

سفری الهام‌بخش از دستیاری اجرایی به دنیای کارآفرینی هوش مصنوعی Ebony Belhumeur، بنیان‌گذار DappleAi، داستان متحول‌کننده‌ی خود را از دستیاری اجرایی تا کارآفرینی هوش مصنوعی به اشتراک می‌گذارد. درس‌هایی از جاه‌طلبی، کنجکاوی و تعهد برای موفقیت در دنیای فناوری. ابونی بلهومر، ۳۸ ساله، بنیان‌گذار DappleAi، مسیر شغلی غیرمعمولی را طی…

- اندازه متن +

سفری الهام‌بخش از دستیاری اجرایی به دنیای کارآفرینی هوش مصنوعی

Ebony Belhumeur، بنیان‌گذار DappleAi، داستان متحول‌کننده‌ی خود را از دستیاری اجرایی تا کارآفرینی هوش مصنوعی به اشتراک می‌گذارد. درس‌هایی از جاه‌طلبی، کنجکاوی و تعهد برای موفقیت در دنیای فناوری.

ابونی بلهومر، ۳۸ ساله، بنیان‌گذار DappleAi، مسیر شغلی غیرمعمولی را طی کرده است. او کار خود را به عنوان دستیار اجرایی آغاز کرد و اکنون یک استارتاپ هوش مصنوعی را رهبری می‌کند. داستان او نشان می‌دهد که چگونه جاه‌طلبی، کنجکاوی و تعهد می‌توانند در دنیای فناوری، راهگشا باشند. این مقاله بر اساس مصاحبه‌ای با ابونی بلهومر تهیه شده و برای وضوح و اختصار ویرایش شده است.

کودکی در لس‌آنجلس و ورود به دنیای تحصیل

من در لس‌آنجلس به دنیا آمدم و بزرگ شدم. دوران کودکی آسانی نداشتم، اما آن را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم. وارد یک برنامه مَگنِت (Magnet program) شدم، برنامه‌ای با برنامه درسی تخصصی که به ایجاد یک جمعیت دانشجویی متنوع کمک می‌کند. در آنجا، در میان بچه‌هایی از یک دنیای فرهنگی و اقتصادی-اجتماعی کاملاً متفاوت قرار گرفتم. سخت بود، اما به من نشان داد که چه چیزهایی ممکن است.

حالا، من با همسرم و چهار فرزندمان در یک شهر کوچک در فرانسه زندگی می‌کنم. پس از یک دوره فعالیت به عنوان دستیار اجرایی در ایالات متحده، اکنون یک استارتاپ هوش مصنوعی دارم. در طول این مسیر، چهار درس کلیدی در موفقیت من نقش داشته‌اند.

۱. جاه‌طلبی باید کمی خیالی به نظر برسد

من در یک کالج محلی شرکت کردم، در آنجا به صورت رقابتی مناظره کردم و فلسفه و ارتباطات خواندم. به دلیل نیاز به کار و عدم توانایی مالی برای ادامه تحصیل، فارغ‌التحصیل نشدم.

من و همسرم به سان فرانسیسکو نقل مکان کردیم و یک استخدام‌کننده من را به عنوان نامزد برای نقش دستیار اجرایی معاون ارشد زنجیره تأمین در سفورا (Sephora) معرفی کرد. چندین دور مصاحبه را پشت سر گذاشتم تا اینکه پیشنهاد کار را دریافت کردم.

متوجه شدم که نقش دستیار اجرایی چقدر دید دارد – در امور مالی، برند، بازاریابی و منابع انسانی. من یک دید ۳۶۰ درجه از شرکت داشتم و در اتاق‌هایی می‌نشستم که نباید در آنجا می‌بودم. این حس سورئال بود.

وقتی مدیرعامل سابق رفت، من برای دستیاری مدیرعامل جدید، کالوین مک‌دونالد، درخواست دادم. من تنها دستیار اجرایی در شرکت بودم که خودم را برای این نقش معرفی می‌کردم و به یاد دارم که فکر می‌کردم، “بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟”

حتی اگر این شغل را به دست نمی‌آوردم، با تجربه‌ای ارزشمند، مصاحبه با یک مدیرعامل سطح بالا و درک بهتری از اینکه آنها به دنبال چه چیزی هستند و چگونه در مورد پشتیبانی رهبری فکر می‌کنند، دور می‌شدم.

در نهایت، این یکی از مهم‌ترین تغییرات در حرفه من بود. من تجربه ارزشمندی به دست آوردم که من را متمایز کرد و به من کمک کرد تا به عنوان یک دستیار اجرایی بسیار توانمند شناخته شوم. من تیم‌های چندوظیفه‌ای را مدیریت کردم، تحولاتی را در سراسر سازمان رهبری کردم، با روابط سرمایه‌گذار تعامل داشتم و آن را رهبری کردم و موارد دیگر.

کالوین هر روز با دوچرخه از روی پل گلدن گیت عبور می‌کرد. این نوع انگیزه چیزی را در من روشن کرد. شروع کردم به فکر کردن: اگر او می‌تواند این کار را انجام دهد، چرا من نتوانم؟ این کمی اعتماد به نفس خیالی من را به جاهای زیادی رساند.

۲. کنجکاوی یک ابرقدرت است

وقتی مردم کلمه “دستیار اجرایی” را می‌شنوند، معمولاً به کسی فکر می‌کنند که ناهار سفارش می‌دهد یا یک تقویم را مدیریت می‌کند. اما اگر به آن توجه کنید، می‌تواند یک صندلی ردیف جلو برای قدرت و یک دوره فشرده بی‌نظیر در رهبری باشد.

در ابتدا، من فقط سعی می‌کردم همگام شوم. سپس شروع کردم به پرسیدن سؤالات عمیق‌تر: چرا این کار را انجام می‌دهیم؟ این چه تاثیری بر مردم دارد؟ چه چیزی را نمی‌بینیم؟ این کنجکاوی نقش من را به طور کامل تغییر داد. من از یک برنامه‌ریز به یک شریک استراتژیک تبدیل شدم.

این طرز فکر هرگز من را ترک نکرد. چه در حال بررسی قراردادها، برنامه‌ریزی برای یک عرضه یا کمک به یک مدیرعامل برای آماده شدن برای جلسه هیئت مدیره بودم، به کاوش ادامه می‌دادم. به چه چیزهایی فکر نکرده‌ایم؟

کنجکاوی به مزیت من تبدیل شد. این به من کمک کرد تا از بنیان‌گذاران نه تنها از نظر لجستیکی، بلکه از نظر فکری نیز حمایت کنم. شروع کردم به توجه به شکاف‌ها در استراتژی، چیزهایی که هیچ‌کس دیگری وقت یا نزدیکی برای دیدن آنها را نداشت. من اکنون از همان عضله برای ساختن استارتاپ خود استفاده می‌کنم: پرسیدن سؤالات متفاوت از همه.

۳. تعهد مهم‌تر از اطاعت است

پس از سفورا، توییچ (Twitch) دروازه ورود من به دنیای فناوری بود. یک استخدام‌کننده نیز این نقش را به من پیشنهاد کرد.

من از اِمِت شیر، یکی از بنیان‌گذاران، حمایت می‌کردم. او یک سازنده پرشور بود که تا زمانی که ایده‌ای را به دنیا نمی‌آورد، دست از صحبت کردن درباره آن برنمی‌داشت. او به من آموخت که اشتیاق در استارتاپ‌ها اختیاری نیست – بلکه بقا است.

یکی از چیزهایی که او همیشه می‌گفت در ذهن من مانده است: “تعهد، نه اطاعت.” مهم این نبود که مدیر شما چه می‌گوید. مهم این بود که به طور لیزری روی نتایج متمرکز بمانید، حتی اگر این به معنای مخالفت باشد. این اخلاق اکنون در استخوان‌های من است و اینگونه تیمم را اداره می‌کنم.

من به حمایت از طیف وسیعی از بنیان‌گذاران و مدیرعامل‌ها، از جمله خوان بنت از پروتکل لبز (Protocol Labs) ادامه دادم. بر اساس گزارشی از Business Insider، این تجربیات نقش مهمی در شکل‌گیری دیدگاه بلهومر داشته‌اند.

۴. نوآوری با دیدن چیزهایی شروع می‌شود که هیچ‌کس دیگری نمی‌بیند

من و همسرم دره سیلیکون را ترک کردیم زیرا نمی‌توانستیم راهی برای ساختن زندگی با فرزندانمان ببینیم. ما اکنون در یک شهر کوچک در دره لوار فرانسه زندگی می‌کنیم. ما دو فرزند دیگر در اینجا داشته‌ایم. با دوچرخه به بازار می‌رویم. پنیر زیادی می‌خوریم.

در ابتدا، من شغلم را حفظ کردم و بین سن دیگو و فرانسه رفت و آمد می‌کردم. اکنون، من در حال ساختن یک استارتاپ به نام DappleAi هستم که یک سوال ساده اما مهم را می‌پرسد: چرا هوش مصنوعی به افرادی که بیشتر به آن نیاز دارند کمک نمی‌کند؟ در طول دو ماه گذشته، تیم ما به طور جدی روی معماری سیستم‌ها و اولین نمونه اولیه خود کار کرده است.

اگر می‌توانستم به خودم در جوانی چیزی بگویم، این بود که به بازی طولانی‌مدت اعتماد کن

زمان‌هایی که احساس می‌کنید عقب هستید یا کاری را که همه انجام می‌دهند انجام نمی‌دهید، هدر نمی‌رود. همه مهارت‌ها، هر انحراف و هر رابطه، سپرده‌ای است که بعداً از آن سپاسگزار خواهید بود.

همچنین به او می‌گفتم که تاب‌آوری و شجاعت مهم‌ترین مهارتی هستند که او تا به حال توسعه خواهد داد.

خودتان را ضدشکننده کنید تا فقط از فشار جان سالم به در نبرید، بلکه به دلیل آن قوی‌تر شوید. به او یادآوری می‌کنم که هر فصل سخت گواهی بر این است که او از قبل آن عضلات را دارد، حتی اگر هنوز متوجه آن نشده باشد.

برای مطالعه مقالات بیشتر اینجا کلیک کنید.

درباره نویسنده

تحریریه آی نو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *