سومین روز نمایشگاه بینالمللی الکامپ ۱۴۰۴ فرصتی بود تا فعالان و کارشناسان حوزه هوشمندسازی درباره آینده دیجیتال کشور گفتوگو کنند. در همین چارچوب، امین قریبی، رئیس کمیسیون شهر هوشمند سازمان نظام صنفی رایانهای (نصر)، با نگاهی تحلیلی به مهمترین موانع و فرصتهای پیشروی شهر هوشمند در ایران پرداخت.
به گفته او، دلیل تأسیس این کمیسیون، پر کردن خلأیی جدی در اکوسیستم هوشمندی کشور بوده است. قریبی تأکید کرد که بخش خصوصی با سرعت بسیار بیشتری نسبت به حاکمیت در حال حرکت است؛ اما بدون وجود زیرساختها و یک نقشه راه شفاف، این حرکت نمیتواند به موفقیت پایدار منجر شود.
کمیسیون شهر هوشمند؛ بستر همافزایی بخش خصوصی
کمیسیون شهر هوشمند در مرداد ۱۴۰۳ شکل گرفت و هدف آن ایجاد همافزایی بین شرکتهای فعال در حوزههای مختلف هوشمندی بود. این حوزهها طیف وسیعی را دربر میگیرند؛ از طراحی شهرها و مناطق آزاد تا صنایع، سازمانها و کسبوکارهای بزرگ.
فعالیتهای کمیسیون تنها محدود به شهرها نیست و موضوعاتی مانند حملونقل، انرژی، مدیریت پسماند، استانداردها، آموزش، پایش تصویری، دیتا، دیتاسنتر و اینترنت اشیاء (IoT) را نیز شامل میشود.
یکی از اقدامات کلیدی کمیسیون، ارتباط با نهادهای حاکمیتی مانند مجلس شورای اسلامی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت کشور و مرکز ملی فضای مجازی است. هدف این تعاملات، انتقال دیدگاه بخش خصوصی به نهادهای تصمیمگیر و تضمین حضور پررنگتر آنها در تدوین اسناد و اجرای پروژههای ملی است.
سرعت بخش خصوصی در برابر کندی حاکمیت
قریبی در سخنان خود به تفاوت چشمگیر سرعت بین بخش خصوصی و حاکمیت اشاره کرد. به باور او، کسبوکارهای خصوصی «خشتهای خود را روی هم میچینند» و سریع پیش میروند؛ در حالیکه انتظار دارند حاکمیت همزمان زیرساختهای لازم را تأمین کند. اما واقعیت این است که حرکت حاکمیت بسیار کند و لَخت است.
این وضعیت باعث میشود پروژههای مربوط به شهر هوشمند در ایران گاه مانند «خانهای بر روی ماسه» بنا شوند؛ زیرا بدون زیرساخت پایدار، کیفیت زندگی شهروندان بهبود نمییابد و طرحها ماندگاری نخواهند داشت.
کمیسیونهای مختلف نصر، از جمله کمیسیونهای زیرساخت و دیتاسنتر، اینترنت اشیاء، آموزش و هوش مصنوعی، تلاش دارند این شکاف را پر کنند و مسیر مشخصی برای آینده شهرهای هوشمند ترسیم نمایند.
راهکارهای پیشنهادی کمیسیون شهر هوشمند
قریبی دو محور اصلی را برای عبور از چالشهای موجود معرفی کرد:
- ایجاد اجماع درباره نیازهای زیرساختی واقعی کشور: ابتدا باید به یک فهم مشترک از اولویتها رسید تا سرمایهگذاریها در مسیر درست انجام شوند.
- آموزش و توانمندسازی در سطوح مختلف: از شهروندان عادی گرفته تا دانشآموزان، دانشجویان و فعالان صنعتی، همه باید با مفاهیم هوشمندسازی آشنا شوند.
این رویکرد به تصمیمگیری بهتر و آگاهانهتر کمک میکند. بسیاری از مدیران شهری یا صنعتی در گذشته علاقهمند به اجرای پروژههای هوشمند بودهاند اما نمیدانستند از کجا آغاز کنند یا کدام شرکت تجربه و مجوز کافی دارد.
بررسی توسعه فیبر نوری؛ نمونهای از چالشهای زیرساختی
یکی از مصادیق مهم چالشها، توسعه فیبر نوری در کشور است. در دولتهای گذشته، پروژههای فیبر با سرعت بالایی پیش رفتند، اما مشکل اینجا بود که نقشه راه مشخصی وجود نداشت. کسی نمیدانست این حجم سرمایهگذاری دقیقاً قرار است چه نیازی را پاسخ دهد.
در دولت فعلی نیز اگرچه پروژه ادامه دارد، اما سرعت آن کاهش یافته است. به نظر میرسد تلاش میشود ابتدا اهداف روشن شود و سپس توسعه بر اساس آن نیازها انجام گیرد. این تغییر سرعت حتی در دادههای سامانه فیبر نوری ایران نیز قابل مشاهده است.
ضرورت اولویتبندی در پروژههای هوشمند
قریبی تأکید کرد که یکی از نقاط ضعف جدی در اکوسیستم شهر هوشمند در ایران، نبود اولویتبندی درست است. او برای توضیح این موضوع مثالی از خودروهای داخلی آورد: وقتی کیفیت خودروهایی مانند پراید یا پژو در سطح پایه پایین است، صحبت از «خودران بودن» آنها بیمعنی است. ابتدا باید کیفیت محصول بالا رود، سپس به سراغ هوشمندسازی رفت.
این مثال نشان میدهد که سرمایهگذاریها بدون توجه به اولویتها، به نتیجه نمیرسند. کمیسیونهای نصر در تلاشاند تجربههای موفق کشورهایی مثل کره جنوبی را بررسی کرده و به دستگاههای ایرانی منتقل کنند تا مسیر سرمایهگذاری شفافتر شود.
مدل پزشک؛ نسخهای برای تحول هوشمند
یکی دیگر از مشکلات موجود، تغییرات سریع مدیریتی است. مدیران تازه منصوب شده، گاه بدون مطالعه دقیق و صرفاً بر اساس یک ایده مقطعی پروژهای را آغاز میکنند که پس از تغییر مدیریت بلااستفاده رها میشود.
قریبی راهحل را در اتخاذ مدل «پزشکی» دانست: همانطور که پزشک قبل از تجویز نسخه بیمار را بررسی و آزمایش میکند، در حوزه شهر هوشمند نیز باید ابتدا:
- وضعیت موجود سازمان یا شهر ارزیابی شود.
- چالشها و نیازها مشخص شود.
- ظرفیتها و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تحلیل شود.
سپس نقشه راه بومی تدوین گردد و اولویتها تعیین شوند. تنها در این صورت است که سرمایهگذاریها به نتیجه خواهند رسید.
اهمیت نقشه راه در جذب سرمایهگذاری خارجی
قریبی به تجربهای اشاره کرد که اهمیت نقشه راه را آشکار میکند. حدود سه سال پیش، یکی از نهادهای دولتی قصد داشت شهری را برای سرمایهگذاری به کره جنوبی معرفی کند. اما طرف کرهای اعلام کرد که تنها در صورتی سرمایهگذاری میکند که آن شهر نقشه راه مشخص و شفاف داشته باشد.
این نمونه نشان داد که بدون نقشه راه، حتی در لایههای زیرساختی مانند اینترنت اشیاء یا فیبر نوری نیز امکان جذب سرمایهگذار خارجی وجود ندارد. در نتیجه، برای تحقق واقعی شهر هوشمند در ایران، داشتن چشمانداز و نقشه راه الزامی است.
جمعبندی: آینده شهر هوشمند در ایران
اظهارات امین قریبی در الکامپ ۱۴۰۴ بار دیگر ثابت کرد که مسیر تحقق شهر هوشمند در ایران بدون حل سه چالش اساسی امکانپذیر نیست:
- فقدان زیرساخت پایدار
- نبود اولویتبندی روشن
- کمبود نقشه راه شفاف
اگر این موانع برطرف نشوند، حتی سرعت بالای بخش خصوصی نیز کافی نخواهد بود. اما در صورت ایجاد اجماع، توانمندسازی صنعتی و فرهنگی، و تدوین نقشه راه ملی، میتوان امیدوار بود که شهرهای هوشمند به تدریج در ایران محقق شوند و کیفیت زندگی شهروندان به شکل محسوسی بهبود یابد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟