پایان انحصار با مایکروسافت؛ OpenAI به دنبال تنوع در زیرساختهای ابری
همکاری داغ در حوزه هوش مصنوعی از حالت “انحصاری” به “ترجیحی” تغییر میکند. OpenAI به دنبال استفاده از ابرهای بیشتر است و مایکروسافت روی توزیع و تنظیمات پیشفرض شرط میبندد. برای حدود دو سال، مایکروسافت و OpenAI طوری رفتار میکردند که در یک ازدواج اجباری هستند: OpenAI تمام بازیها را در Azure انجام میداد و مایکروسافت تنها تامینکننده محاسباتی OpenAI بود. اکنون، این دو شرکت در حال بازنگری قرارداد هستند.
چرا OpenAI به دنبال تنوع در زیرساختهای ابری است؟
برای OpenAI، این تغییر در انحصار، مانند اکسیژن است. اگر اوراکل بتواند ظرفیت مورد نیاز OpenAI را طبق برنامه ارائه دهد و اگر گوگل بتواند بر ناهمگونیهای رقابتی باقیمانده غلبه کند، این شرکت میتواند آموزش و استنتاج را در هر ارائهدهندهای که ترکیب مناسبی از قیمت، قدرت و نزدیکی به مشتریان را ارائه میدهد، گسترش دهد. این یک انتخاب عملیاتی جزئی نیست، بلکه اهرمی است در بازاری که منبع کمیاب، کد هوشمندانه نیست، بلکه برق واقعی است. اختیاری بودن، قدرت قیمتگذاری است که به شکل استراتژی درآمده است.

استراتژی مایکروسافت در این میان چیست؟
برای مایکروسافت، این تغییر کمتر در مورد عاشقانه و بیشتر در مورد حضانت است. وقتی زیرساخت انحصاری نیست، با ارزشترین دارایی، دارایی خستهکننده میشود: رابطه روزمره با کاربران. مایکروسافت هنوز هم مالک مکانهایی است که کارمندان دانش در آن زندگی میکنند – ویندوز، آفیس، GitHub – و ریلهای هویت و صورتحسابی که آنها را به هم متصل میکند. اگر OpenAI روی چندین ابر اجرا شود، مایکروسافت همچنان میتواند برنده شود، به شرطی که روز کاری روی صفحهای با یک نوار، یک نوار وظیفه و یک دکمه Copilot باز شود.
انتقال مرکز ثقل از امتیازات مدل به ریاضیات شبکه
در زیر بیانیههای مطبوعاتی، مرکز ثقل از امتیازات مدل به ریاضیات شبکه منتقل میشود. شما نمیتوانید سریعتر از ریختن بتن، کشیدن مس و برقرسانی به یک پست برق، ویژگیها را ارسال کنید. برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاری اوراکل که قرار است از سال ۲۰۲۷ آغاز شود، در واقع تعهدی است برای تبدیل مگاوات به یک نقشه راه محصول، با ساختوسازهایی که با پستهای برق و ترانسفورماتورها همگام شدهاند، نه با نمایشهای صحنهای کنفرانس.
اعداد خود اوراکل این آتش را شعلهور کردند: تودهای از تعهدات عملکردی باقیمانده به ارزش حدود ۴۵۵ میلیارد دلار، که توسط تعدادی از معاملات چند میلیارد دلاری مشتری تامین میشود. شوک برچسب مهم است زیرا مستقیماً به مکان وجود ظرفیت – و زمان وجود آن – تبدیل میشود. در آن دنیا، “نقشه راه” کمتر شبیه یک برنامه محصول و بیشتر شبیه یک جدول زمانی ابزار است. اختیاری بودن به اهرم تبدیل میشود؛ انحصاری بودن به ترجیح تبدیل میشود.
در همین حال، منابع ظرفیت OpenAI به طور علنی در حال متنوع شدن هستند. در ماه ژوئیه، این شرکت به طور رسمی گوگل را به عنوان یک شریک ابری فهرست کرد، اقدامی که مدیرعامل گوگل گفت از آن “بسیار هیجانزده” است – و اعتراف عملی به این که یک ابر واحد نمیتواند افزایشهای پیش رو را پوشش دهد. بر اساس گزارشی از Quartz، آزادی سرگرمکننده است، تا زمانی که هزینههای خروجی مانند هزینه ورودی در هر در ظاهر شوند. هر پرش – بین هویت، مدل، ذخیرهسازی و تجزیه و تحلیل – کنتور را روشن نگه میدارد.

یک پیمان آزادتر ممکن است باعث صرفهجویی در هزینه OpenAI در یک قلم شود، اما آن را در قلم دیگری اضافه میکند. برندگان در اینجا فقط تیمهایی نخواهند بود که سریعترین مدلها را اجرا میکنند، بلکه شرکایی خواهند بود که هنگام جابجایی حجم کار بین ارائهدهندگان و حوزههای قضایی، صورتحساب کلی را معقول نگه میدارند.
مزایای “غیر انحصاری” بودن برای مشتریان
“غیر انحصاری” بودن عملاً چه چیزی را میخرد؟ برای مشتریان، این امر اهرم در میز مذاکره و انعطافپذیری در دنیای واقعی را میخرد. اگر شما یک بانک هستید که به تضمینهای تأخیر در نیوجرسی نیاز دارید، یک سیستم بیمارستانی که به قوانین حفظ حریم خصوصی ایالتی محدود است، یا یک خردهفروش که به زمان خرابی در طول تعطیلات حساس است، توانایی هدایت درخواستها به ابر دوم یا سوم یک بیمهنامه است، نه یک تجمل.
داستان مهندسی برای هر کسی که از مهاجرت ابری جان سالم به در برده است، آشنا خواهد بود. شما با بردهای آسان شروع میکنید – استنتاج بدون حالت، نمونههای اولیه غیر حساس – و سپس به انبوهی از مکان داده، ذخیرهسازی و ثبت انطباق فشار میآورید. شما متوجه میشوید که GPU ارزان روی کاغذ، هنگام اضافه کردن ترافیک بین ابری، الزامات ممیزی و تستهای خرابی، گران میشود. شما به سرعت یاد میگیرید که یک ارائهدهنده “ترجیحی” کمتر از هماهنگی بین ارائهدهندگان اهمیت دارد.
یادداشت تفاهم غیر الزامآور نشان میدهد که برتری مایکروسافت همچنان باقی است، اما درها برای OpenAI باز میشود تا آموزش یا استنتاج را در ابرهای دیگر قرار دهد، زمانی که این امر از نظر تجاری یا عملیاتی منطقی باشد. یادداشت مشترک شرکتها این توافق را غیر الزامآور خواند – معادل شرکتی یک حلقه وعده در حالی که وکلا در حال تهیه نسخه واقعی هستند: عاشقانه با برگه شرایط.

آینده OpenAI و مایکروسافت
یادداشت تفاهم همچنین در IPO را باز میگذارد، با این که شرکت مادر غیرانتفاعی OpenAI سهم بزرگی را حفظ میکند و کنترلهای ماموریت را در دست دارد. تنظیمکنندههای بریتانیا قبلاً نشان دادهاند که این پیوند یک ادغام نیست، که به این معنی است که میدان نبرد به بندها، توافقنامههای سطح خدمات (SLA) و وعدههای اقامت دادهها – به جای کنترل شرکت – منتقل میشود. مصوبات کالیفرنیا و دلاور هنوز در راه است. ترجمه بازار سادهتر است: OpenAI اختیاری بودن میخواهد. مایکروسافت تداوم دسترسی میخواهد؛ هر دو چارچوبی میخواهند که از محدودیتهای دنیای واقعی جان سالم به در ببرد.
اینجاست که ابرقدرتهای مبتنی بر پیشفرض مایکروسافت دوباره جالب میشوند. هویت در نرمافزار سازمانی سرنوشتساز است و مایکروسافت بسیاری از نشانها را کنترل میکند. مالکیت ورود به سیستم و استحقاقها به این معنی است که شما میتوانید تصمیم بگیرید کدام مدل به طور پیشفرض بیدار شود، نحوه اندازهگیری استفاده و محل زندگی مجموعه داده فردا اگر یک تنظیمکننده سؤالات ناراحتکننده بپرسد. حتی اگر OpenAI بالهای خود را بگستراند، کاربران اغلب از طریق شیشه مایکروسافت و قوانین مایکروسافت با آن مواجه خواهند شد. ضدحمله مایکروسافت توزیع است، نه نمایش. این شرکت دههها را صرف تبدیل پیشفرضها به خندق کرده است. مالکیت جایی که مکاننما هر روز صبح بیدار میشود به معنای مالکیت اولین اعلان، تلهمتری و صورتحساب است.
این بدان معنا نیست که OpenAI نمیتواند درهای ورودی خود را پرورش دهد. برنامه ChatGPT، جستجوی ChatGPT و یک مجموعه گسترده از ویژگیهای سازمانی به این شرکت یک رابطه مصرفکننده و توسعهدهنده میدهد که نیازی به ورود به ویندوز ندارد. اما روز کاری یک اکوسیستم حسود است.
در ساعت 4:59 بعد از ظهر، مسیر کمترین مقاومت دکمهای است که از قبل در مقابل کارگر قرار دارد – نه دکمه احتمالاً بهتری که در پشت یک اعلان ورود به سیستم پنهان شده است. رقبایی مانند Anthropic و Google DeepMind پیشنهادات مشابهی را به همان مدیران ارشد اطلاعات ارائه میدهند و اتحادهای آنها نشان میدهد که چگونه هر آزمایشگاه مرزی به همان اندازه که توسط مدلهایش تعریف میشود، توسط حامی ابری خود نیز تعریف میشود: Anthropic به آمازون و گوگل تکیه میکند، در حالی که DeepMind در خود گوگل بافته شده است.
از حلقه وعده تا سفارش خرید
قیمت پیشرفت دیگر فقط GPU نیست – بلکه مگاوات، مجوزهای آب، ترانسفورماتورها و مسیرهای فیبر، داربست صنعتی است که اکنون آهنگ انتشار هوش مصنوعی را دیکته میکند. نیازهای پیشبینیشده OpenAI به گیگاوات میرسد، مقیاسی که باعث میشود نقشه راه کمتر شبیه یک برنامه تحقیقاتی و بیشتر شبیه یک ساختوساز ابزار به نظر برسد.
به همین دلیل است که قرارداد اوراکل مهم است: یک تعهد ظرفیت طولانیمدت قفل میکند که رکها کجا قرار میگیرند و چه زمانی فعال میشوند، در حالی که اقتصاد را نیز دوباره ترسیم میکند. اگر اوراکل شبکه را تامین مالی کند، حاشیه سود را مطالبه خواهد کرد. اگر OpenAI بر قابلیت حمل اصرار داشته باشد، هزینهها و پیچیدگی معماری را پرداخت خواهد کرد. و اگر مایکروسافت میخواهد جایگاه خود را در جدول حفظ کند، باید استدلال کند که توزیع – هویت، پیشفرضها، انطباق، پشتیبانی – شایسته یک حق بیمه است، حتی زمانی که چرخههای زیربنایی در جای دیگری خریداری میشوند.
برای مطالعه اخبار بیشتر اینجا کلیک کنید.
یک مشتری مالی یک جریمه 200 میلیثانیهای را تحمل نخواهد کرد زیرا یک درخواست از یک منطقه در دسترس به یک رژیم حقوقی متفاوت عبور کرده است. یک بیمارستان نمیتواند در برابر یک مسیر ممیزی که سه فروشنده با سه فرمت گزارش را در بر میگیرد، شانه خالی کند. تبلیغ برای چند ابری مانند آزادی به نظر میرسد، اما واقعیت یک درهمتنیدگی از فاکتورها و قوانین انطباق است که فقط در صورتی کار میکند که کسی – مایکروسافت، یک ادغامکننده یا خود OpenAI – این آشفتگی را نامرئی کند.
سپس خطر وجود دارد. یک دستور دادگاه برای حفظ گزارشهای چت مصرفکننده، یا یک تنظیمکننده که قوانین را در مورد محل قرارگیری دادههای آموزشی سختتر میکند، میتواند انعطافپذیری ابری “اختیاری” را یک شبه به یک الزام سخت تبدیل کند. در آن مرحله، بندهای خستهکننده در قراردادها – حقوق فسخ، وعدههای اقامت دادهها، سقفهای مسئولیت – از کاغذبازی دست برمیدارند و شروع به عملکرد به عنوان ویژگیهای محصول میکنند. بهترین تبلیغ در سال 2025 ممکن است به سادگی این باشد: ما میتوانیم این را جابجا کنیم، این را ثابت کنیم و هزینه این را بدون شکستن بودجه شما بپردازیم.

اگر زیرساخت هوش مصنوعی شروع به شباهت به یک ابزار کرده است، پس سوال طبیعی این است که چه کسی نقش فعلی را ایفا میکند. مایکروسافت در حال تست این نقش است – نه با نمایش، بلکه با حرکات ثابت و غیرجذاب. در حالی که OpenAI به دنبال ظرفیت است و با ابرهای جدید لاس میزند، مایکروسافت در حال تکمیل هنر کسلکننده اجتنابناپذیری است.
این حرکات سینمایی نیستند، اما موثر هستند. این به معنای ساختن مدلهای “برند خانه” برای کارهای آسان و روزمره – اعلانهای ارزان و شاد – است. این به معنای کاشت Copilot با یک کلیک دورتر از هر جایی است که یک کارمند از قبل در آن قرار دارد، چه در اکسل یا اوت لوک. و این به معنای دفن کردن پیچیدگی در زیر صورتحسابهای قابل پیشبینی است، زیرا مدیران مالی به تازگی ارزش نمیدهند. آنها دقیقا میدانند که قلم در پایان سه ماهه چه خواهد بود.
در این چارچوب، سال چند ابری OpenAI تهدیدی برای مایکروسافت نیست، بلکه یک تلنگر است. اگر گزینههای باز لبه زیرساخت را محو کنند، مایکروسافت لبه توزیع را تیز خواهد کرد. این شرکت قبلاً این کار را انجام داده است – از سیستم عامل و مجموعه آفیس به عنوان چاههای گرانشی استفاده کنید و سپس بقیه جهان را ترتیب دهید تا به دور آنها بچرخند. اگر GPT-Next برای یک فصل در یک ابر متفاوت زندگی کند، یک کاربر نباید متوجه شود… تا زمانی که فاکتور با همان شناسه فروشنده ظاهر شود.
محدودیتهایی برای این وضعیت وجود دارد. اگر شکاف در کیفیت بین مدلها به اندازه کافی گسترده شود، کاربران کاری را انجام میدهند که همیشه انجام میدهند: مسیریابی در اطراف پیشفرضها، همانطور که با موتورهای جستجو در جنگهای مرورگر انجام دادند. و چند ابری، پس از فروکش کردن کنفتی، در عمل وحشیانه است. هیچکس واقعاً از اشکالزدایی رانش خطمشی در بین سه ارائهدهنده هویت یا ردیابی یک حادثه حریم خصوصی از طریق یک پیچ و خم از گزارشها لذت نمیبرد. لایههای انتزاعی تا زمانی که این کار را نکنند، تسکین میدهند. سپس شما هنوز به متخصصان، زمان و چکهایی نیاز دارید که بتوانید نقد کنید.
مگاواتها ازدواج را ممکن میسازند
با این حال، جهت داستان را نمیتوان نادیده گرفت. چاپ ریز از ضمیمه به تیتر منتقل شده است. “ترجیحی، نه انحصاری” کد شرکتی برای “ما اهرم میخواهیم” است و اهرم تنها ارزی است که وقتی عرضه تراشه و تقاضای برق برنامه انتشار شما را تعیین میکنند، اهمیت دارد. شبکه، نه GitHub، تعیین میکند که صنعت با چه سرعتی حرکت میکند. ابر، نه آزمایشگاه، تعیین میکند که چه چیزی واقعاً میتواند ارسال شود. قرارداد، نه نسخه نمایشی، تصمیم میگیرد که چه کسی دستمزد دریافت میکند.

و این باعث میشود که بازار – مدیران ارشد اطلاعات، توسعهدهندگان، سرمایهگذارانی که سعی در قیمتگذاری مرحله بعدی دارند – به کاغذبازی خیره شوند. آنها برگههای شرایط را با نوعی احترامی تجزیه میکنند که زمانی برای کارتهای مدل محفوظ بود. آنها هزینههای خروجی و جریمههای SLA را با شدتی اسکن میکنند که زمانی برای تابلوهای امتیازات معیار صرف میشد.
آنها یک سوال جدید و کاملاً غیرعاشقانه در مورد هوش مصنوعی میپرسند: نه “چه کسی هوشمندترین مدل را دارد”، بلکه “چه کسی میتواند سهشنبه ساعت 10 صبح، گزارشها دست نخورده، در چارچوب بودجهای که قبلاً تصویب شده است، تحویل دهد.” این لحن این آتشبس است: عملی، غیرعاشقانه و به طرز عجیبی اطمینانبخش. OpenAI فضایی برای مانور به دست میآورد. مایکروسافت میتواند بزرگسال در اتاق باشد. اوراکل (و احتمالاً دیگران) میتوانند شهری را بسازند که کارخانه هوش مصنوعی در آن زندگی میکند. و همه افراد دیگر توهم ثبات را به دست میآورند – با این فرض که پست برق بعدی به موقع وصل شود و فاکتور بعدی به یک پیچش داستانی تبدیل نشود.
در پایان، این یک داستان عاشقانه نیست، بلکه یک داستان قراردادی است. OpenAI و مایکروسافت دست از تظاهر به انحصاری بودن برای همیشه برداشتهاند و شروع به تصدیق این موضوع کردهاند که آنچه آنها را به هم پیوند میدهد، عاشقانه نیست، بلکه کاغذبازی است. مشارکتی که زمانی شبیه یک ماجرای گردبادی به نظر میرسید، اکنون بیشتر شبیه یک ازدواج طولانی با یک پیشنویس است.
OpenAI این آزادی را دارد که ابرهای دیگر را ببیند. مایکروسافت دفترچه چک و بچهها را نگه میدارد. و آنها همچنان به دلیل واقعیتهای عملی قدرت، تراشهها و فاکتورها به هم گره خوردهاند. سوگندها با بندها جایگزین شدهاند، عاشقانه با اهرم جایگزین شده است. ممکن است سینمایی نباشد، اما بادوام است – و در صنعت هوش مصنوعی، این به عنوان صمیمیت محسوب میشود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟