آی نو؛ مرجع تخصصی اخبار و آموزش هوش مصنوعی

چگونه لری الیسون Oracle را به ارباب عصر هوش مصنوعی تبدیل کرد

چگونه لری الیسون Oracle را به ارباب عصر هوش مصنوعی تبدیل کرد

از منتقد ابر تا دلال قدرت؛ داستان تحول الیسون لری الیسون، بنیانگذار Oracle، با تمرکز بر زیرساخت‌های هوش مصنوعی و فروش ظرفیت محاسباتی، دوباره به صحنه بازگشته است. قراردادهای میلیارد دلاری و سهام پرشی، داستان این تحول را نشان می‌دهند. سال‌ها لری الیسون، به عنوان دایناسور محبوب سیلیکون ولی شناخته…

- اندازه متن +

از منتقد ابر تا دلال قدرت؛ داستان تحول الیسون

لری الیسون، بنیانگذار Oracle، با تمرکز بر زیرساخت‌های هوش مصنوعی و فروش ظرفیت محاسباتی، دوباره به صحنه بازگشته است. قراردادهای میلیارد دلاری و سهام پرشی، داستان این تحول را نشان می‌دهند.

سال‌ها لری الیسون، به عنوان دایناسور محبوب سیلیکون ولی شناخته می‌شد. در حالی که جف بزوس، ساتیا نادلا و ساندار پیچای امپراتوری‌های خود را بر پایه ابر بنا می‌کردند، الیسون، بنیانگذار اوراکل، ابر را صرفاً یک حقه بازاریابی می‌دانست. گزارشگران، الیسون را به عنوان گارد قدیمی معرفی می‌کردند: یک سرمایه‌دار نسبتاً مضحک که بیشتر به خاطر قایق‌های تفریحی، کت‌های چرمی و یک جزیره خصوصی به یاد می‌آمد، نه بینش.

اما با فرا رسیدن بحران محاسباتی هوش مصنوعی، الیسون غیرعادی‌ترین کار را در دنیای فناوری انجام داد: او با کلاه ایمنی ظاهر شد. او دست از تلاش برای برنده شدن در مهمانی‌های کوکتل برداشت و تصمیم گرفت تنها چیزی را تضمین کند که توسعه‌دهندگان، استارت‌آپ‌ها و مشتریان بزرگ نمی‌توانستند به اندازه کافی از آن بهره‌مند شوند: ظرفیت محاسباتی. قدرت در اولویت اول، ساختمان‌ها در اولویت دوم، قفسه‌های پر از پردازنده‌های گرافیکی و امضای قراردادهایی که این ظرفیت را برای سال‌ها قفل می‌کنند.

واکنش بازار

واکنش بازار صریح بود. در 9 سپتامبر، اوراکل رقمی را منتشر کرد که وال استریت را شوکه کرد: 455 میلیارد دلار تعهد عملکرد باقی‌مانده – قراردادهایی که قبلاً امضا و متعهد شده بودند، 359٪ نسبت به سال قبل افزایش یافته بود. چهار قرارداد چند میلیارد دلاری جداگانه در یک دوره سه ماهه به دست آمد. در وال استریت، این حجم کاری بیشتر شبیه به بودجه کارهای عمومی به نظر می‌رسید تا یک خط لوله فناوری. سرمایه‌گذاران نیز به همین ترتیب واکنش نشان دادند: سهام اوراکل بزرگترین جهش یک روزه خود را از سال 1992 ثبت کرد.

از آنجایی که الیسون هنوز تقریباً 41٪ از سهام شرکت را در اختیار دارد، محاسبات کاغذی به طور خلاصه او را به ثروتمندترین مرد جهان تبدیل کرد. برای لحظه‌ای – تا زمانی که سهام تسلا تکان خورد و ایلان ماسک جایگاه نخست را پس گرفت – فرد هشتاد ساله‌ای که زمانی به ابر پوزخند می‌زد، در صدر فهرست میلیاردرهای بلومبرگ قرار گرفت.

هیچ‌کدام از این‌ها اوراکل را جذاب‌تر نکرد. اما الیسون را اجتناب‌ناپذیر کرد.

فروش قدرت به جای نرم‌افزار

فردی که زمانی به “ابر” پوزخند می‌زد، برای فروش سخت‌ترین بخش آن پاداش گرفت: زمان و قدرت – دو چیزی که رونق هوش مصنوعی نمی‌تواند به اندازه کافی از آن بهره‌مند شود. اوراکل زمین بازی برای توسعه‌دهندگان جذاب نیست و الیسون تظاهر نمی‌کند که این‌گونه است. الیسون با اختراع مجدد نرم‌افزار، ارتباط خود را دوباره به دست نیاورد. او این کار را با تبدیل کردن خود به صاحب یک اقتصاد کارخانه‌ای هوش مصنوعی انجام داد که نه بر اساس هیاهو، بلکه بر اساس مگاوات، قفسه‌ها و امضاهایی که تا دهه 2030 امتداد دارند، اداره می‌شود.

در حالی که همه مشغول فروش لذت بودند، الیسون تحویل را فروخت. و در سالی که هیاهوی هوش مصنوعی به قوانین فیزیک برخورد کرد، تحویل خسته‌کننده ناگهان به داغ‌ترین کالا در فناوری تبدیل شد. چیزی که اوراکل می‌فروشد، ظرفیت محاسباتی قابل استفاده است – قدرت، قفسه‌ها و زیرساخت‌هایی برای اجرای حجم کاری در زمان و مکانی که مشتریان به آن نیاز دارند.

به همین دلیل است که بازار اکنون اوراکل را کمتر به عنوان یک فروشنده نرم‌افزار و بیشتر به عنوان یک صاحب‌خانه خدمات رفاهی با یک کنسول ابری ارزش‌گذاری می‌کند. محصول، ویژگی‌ها نیستند؛ بلکه ظرفیت در یک برنامه زمانی است. این‌گونه است که شما به رقمی در حجم بودجه کارهای عمومی و افزایش ثروت یک روزه به اندازه‌ای بزرگ می‌رسید که رتبه‌بندی میلیاردرها را تغییر می‌دهد، حتی اگر فقط برای یک بعد از ظهر باشد.

این زمینه برای بازسازی دیرهنگام الیسون است. او جوان‌تر یا جذاب‌تر نشده است. اما او موفق شده است اوراکل – شرکتی که ده‌ها بار به عنوان میراث کنار گذاشته شده بود – را به نوعی نهادی تبدیل کند که مشتریان ممکن است از آن گله کنند، اما نمی‌توانند آن را ترک کنند. ترفند این است. نه اینکه کاری کنید مردم شما را دوست داشته باشند. اینکه کاری کنید به شما نیاز داشته باشند. و در حال حاضر، به شما نیاز دارند.

داستان چرخش دیرهنگام الیسون، در هسته خود، در مورد انتخاب گلوگاه است. برای دهه‌ها، او مجوزهای نرم‌افزاری و پایگاه‌های داده، لوله‌کشی فناوری اطلاعات شرکتی را فروخت. همانطور که دیگران در دهه 2010 سوار بر موج ابر شدند، اوراکل عقب ماند – به شدت. AWS، مایکروسافت و گوگل، توسعه‌دهندگان و سهم ذهنی را جارو کردند. الیسون به عنوان “لری قفل‌کننده”، یادگاری از دوران گذشته، کاریکاتور شد.

کاری که او اکنون انجام می‌دهد بسیار متفاوت به نظر می‌رسد. اوراکل به جای تعقیب آرم‌های SaaS، به دنبال ورودی‌ها است: پردازنده‌های گرافیکی، زمین و برق. کمبود، فیلمنامه را تغییر داده است. در سال 2025، کمیاب‌ترین محصول، کد هوشمند نیست؛ بلکه یک سالن داده با برقی است که واقعاً به آن جریان دارد. اوراکل به این نقش تکیه کرده است. در شهرستان شاکلفورد، تگزاس، یک توسعه‌دهنده در حال ساخت یک پردیس 1.4 گیگاواتی به نام Frontier است و گزارش‌ها حاکی از آن است که اوراکل آماده است تا در صورت تاخیر در اتصالات خدمات رفاهی، آن را با ژنراتورهای گازی سرپا نگه دارد – روشی ناشیانه اما مؤثر برای ارائه ظرفیت به موقع.

تغییر رویکرد

رویکرد الیسون عمل‌گرایانه است. او دیگر در مورد قفل کردن مشتریان در باغ دیواری خود صحبت نمی‌کند. او در مورد چند ابری صحبت می‌کند. اوراکل اکنون معاملاتی را انجام می‌دهد تا پایگاه‌های داده‌اش بتوانند در داخل زیرساخت‌های آمازون، مایکروسافت یا گوگل اجرا شوند. در تماس سپتامبر، صفرا کتز، مدیرعامل، بر “درآمد پایگاه داده چند ابری” با رشد چهار رقمی از یک پایه کوچک تاکید کرد. ماهیت موضوع کمتر از تغییر اهمیت دارد: اوراکل در نهایت خود را به عنوان یک شریک می‌فروشد، نه یک زندانبان.

آن چهار توافقنامه چند میلیارد دلاری جدید در یک دوره سه ماهه، نه تنها تعهدات عملکرد باقی‌مانده (RPO) را افزایش دادند؛ بلکه نشان دادند که برخی از مشتریان تشنه محاسبات حاضرند خود را برای مدت طولانی به اوراکل متعهد کنند. اما این استقلال تازه یافته الیسون می‌تواند بر یک علامت ستاره غول‌پیکر تکیه داشته باشد: حجم کاری اوراکل تا زمانی که چراغ‌ها روشن نشوند، فقط روی کاغذ است. یک پشته 455 میلیارد دلاری از تعهدات در یک اسلاید چشمگیر به نظر می‌رسد. اگر پست‌های برق طبق برنامه متصل نشوند، بسیار نامشخص‌تر به نظر می‌رسد. بازسازی اوراکل تنها در صورتی واقعی است که بتواند امضاها را به الکترون و الکترون‌ها را به پول نقد تبدیل کند.

بزرگترین علامت سوال، تمرکز است. وال استریت ژورنال گزارش داد که بخش بزرگی از این حجم کاری، یک مشتری واحد – OpenAI – است که موافقت کرده است از سال 2027، 300 میلیارد دلار محاسبات را طی پنج سال هزینه کند. این شکار نهنگ در سطح استروئید است. اگر نهنگ به شنا کردن ادامه دهد عالی است؛ اگر برای فصل مهاجرت کند فاجعه‌بار است.

در حال حاضر، الیسون برای به دست آوردن صید اعتبار می‌گیرد. اما تصور “ابر OpenAI” بودن، تنوع نیست. بلکه وابستگی است. حساب‌های نهنگ، خطوط بالایی باشکوه و مدیران مالی عصبی ایجاد می‌کنند. اگر یک مستاجر هوش مصنوعی سهم بزرگی از پشته را نشان دهد، پیشنهاد “دریچه سرریز برای صنعت” الیسون خطر تبدیل شدن به یک واقعیت “نهنگ در وان حمام” را دارد.

این یک راه حل هوشمندانه است، اما همچنین یادآوری است: بازسازی الیسون بر اساس بتن و ترانسفورماتور ساخته شده است، نه فقط کد. اگر ضرب‌الاجل‌ها به تعویق بیفتند، تنظیم‌کننده‌ها مخالفت کنند، همسایه‌ها شکایت کنند – ناگهان، آن اعداد حجم کاری درخشان شروع به شبیه شدن به IOU می‌کنند. RPO در طول سال‌ها به درآمد تبدیل می‌شود و در مورد اوراکل، بیشتر آن تا اواخر این دهه ظاهر نمی‌شود.

به همین دلیل است که تحلیلگران بلافاصله خطر را پرچم‌گذاری کردند. خطر تمرکز: اگر OpenAI نهنگ پشت بیشتر این افزایش باشد، اگر لغزش کند یا محاسبات خود را در جای دیگری متنوع کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ خطر تبدیل: 455 میلیارد دلار روی کاغذ فقط به اندازه پست‌های برق، ترانسفورماتورها و قفسه‌هایی که آن را به پول نقد تبدیل می‌کنند، خوب است. و خطر قدرت: نیروگاه‌های گازی موقت ممکن است ضرب‌الاجل‌ها را حل کنند، اما بررسی نظارتی و واکنش زیست‌محیطی را دعوت می‌کنند.

ابر دیگر با API و داشبورد تعریف نمی‌شود. بلکه با این تعریف می‌شود که چه کسی می‌تواند 20 مگاوات برق و چند هزار پردازنده گرافیکی را بدون انتظار یک دهه برای تأییدیه‌های خدمات رفاهی راه‌اندازی کند. ناگهان علاقه الیسون به صنعت – فولاد، پست‌های برق، قراردادهای طولانی – آینده‌نگر به نظر می‌رسد. حرکت اوراکل به شهرستان شاکلفورد، تگزاس، 10 سال پیش باعث می‌شد او از صحنه خنده بیرون بیاید. امروز به عنوان شایستگی عملیاتی خوانده می‌شود.

این اوراکل والدین شما نیست، که هزینه‌های مجوز را با حاشیه‌های سود قابل رشک تولید می‌کند. هزینه‌های سرمایه‌ای متورم شده است. پیش‌بینی می‌شود جریان نقدی آزاد با ریختن میلیاردها دلار به ظرفیت جدید، منفی شود. این برای خدمات رفاهی غیرعادی نیست. اما برای یک شرکت نرم‌افزاری که جذابیت آن زمانی بر حاشیه‌های عملیاتی 30 درصدی و تمدید مجوزهای ثابت استوار بود، غیرعادی است.

سرمایه‌گذاران در واقع در حال تأمین مالی بازسازی الیسون بر این باور هستند که این معاملات چند ساله تبدیل خواهند شد. الیسون از سرمایه‌گذاران می‌خواهد کمتر مانند تحلیلگران نرم‌افزار و بیشتر مانند تنظیم‌کننده‌های خدمات رفاهی فکر کنند. تاکنون آنها موظف بوده‌اند. اما صبر سرمایه‌گذار کوتاه است. تاریخ‌های انرژی‌رسانی زیادی را از دست بدهید و بازار سریع‌تر از یک ژنراتور بیش از حد کار کرده به شما روی می‌گرداند.

وقتی صفحات گسترده با پست‌های برق ملاقات می‌کنند

بازارها عاشق یک داستان تمیز هستند و الیسون یکی را به آنها داد. یک حجم کاری عظیم. یک مشتری شاخص. افزایش سهام. یک تغییر میلیاردر.

الیسون همیشه به کنترل علاقه داشته است. مالکیت بازار پایگاه داده کافی نبود. او می‌خواست صاحب سخت‌افزاری باشد که آن را اجرا می‌کرد، فروشندگانی که آن را می‌فروختند، پردیسی که در آن کار می‌کردند، حتی جزیره هاوایی که وقتی از آنها خسته می‌شد به آنجا عقب‌نشینی می‌کرد. کنترل، خط اصلی بود.

در دهه 2010، غرایز الیسون ناسازگار به نظر می‌رسید. او ابر را مسخره کرد – “شاید من احمق باشم، اما نمی‌دانم کسی در مورد چه چیزی صحبت می‌کند. این چیست؟ این مزخرف کامل است. این دیوانگی است. این حماقت کی متوقف می‌شود؟” – در حالی که مارک بنیوف از Salesforce علیه “ابرهای دروغین” اوراکل موضع گرفت و در حالی که سوار بر چیز واقعی به شکوه رسید (و الیسون را به یک شرور پانتومیم تبدیل کرد). تحلیلگران به طور معمول اوراکل را به عنوان یک عقب مانده توصیف می‌کردند. این شرکت مد روز نبود، در حال رشد نبود و قطعاً جایی نبود که مهندسان جوان بخواهند در آن باشند.

برای بیشتر دهه گذشته، نام الیسون کمتر به دلیل لری و بیشتر به دلیل فرزندانش در سرخط خبرها قرار داشت. دیوید الیسون میلیاردها دلار خانوادگی را به Skydance تبدیل کرد، استودیویی که قبل از اینکه راه خود را به یک مبارزه تصاحب Paramount باز کند، “Mission: Impossible” و “Top Gun: Maverick” را تأمین مالی کرد. مگان الیسون گوشه متفاوتی از هالیوود را دنبال کرد و از طریق Annapurna Pictures، هزینه‌های معتبری از “Zero Dark Thirty” تا “Phantom Thread” را پرداخت کرد. برای مدتی، به نظر می‌رسید الیسون‌هایی که مهم بودند، کسانی بودند که در لس آنجلس چک می‌نوشتند، نه کسی که در Redwood Shores بود.

بزرگترین ترفند عمومی الیسون همیشه ترکیبی از نمایشگر و مبارز خیابانی بوده است. نسخه‌ای از او که در این دهه برنده می‌شود، کمتر دزد دریایی و بیشتر مدیر پروژه است – مدیری که می‌تواند روز سه‌شنبه یک شورای شهر را مجذوب کند و روز پنج‌شنبه تحویل یک پست برق را مطالبه کند، در حالی که به اندازه کافی با رقبا صلح می‌کند تا دریچه‌های فرار چند ابری را باز نگه دارد. این افسانه‌ای نیست که او در جوانی ساخت، اما نقشی است که بازار در حال حاضر به آن نیاز دارد.

الیسون با تکیه بر چیزی که زمانی باعث می‌شد او منسوخ به نظر برسد – صنعتی، غیر جذاب – دوباره به ارتباط رسیده است. اوراکل مد روزترین مکان برای کار نیست. هاله توسعه‌دهنده آن کم نور است. اما در اقتصادی که تقاضای هوش مصنوعی با ترانسفورماتورها و پست‌های برق محدود شده است، قابل اعتماد و خسته‌کننده بودن یک مزیت رقابتی است.

بنابراین این مرحله از حرفه الیسون را چه بنامیم؟ قانون اول سال‌های پادشاه پایگاه داده بود، جایی که اوراکل با فروش لوله‌کشی شرکتی پول زیادی به دست آورد. قانون دوم، شکاک ابر بود که به پذیرنده دیرهنگام تبدیل شد، دوران “ابرهای دروغین” و منحنی‌های رشد از دست رفته. قانون سوم در حال شکل‌گیری به عنوان چیزی عجیب‌تر است: الیسون به عنوان یک بارون خدمات رفاهی، فروش الکترون‌ها و فضای کف پوشیده شده با زبان ابر. بر اساس گزارشی از Quartz.

برای مطالعه اخبار بیشتر اینجا کلیک کنید.

خطرات واقعی هستند، جدول زمانی طولانی است و تاج “ثروتمندترین فرد جهان” زودگذر بود. اما الیسون قبلاً این روایت را بازنویسی کرده است. مردی که زمانی به ایده ابر پوزخند می‌زد، اکنون بخشی را می‌فروشد که همه فراموش کرده بودند آن را برندسازی کنند: زمان برای قدرت. در حال حاضر، چراغ‌ها به سمت او نشانه رفته‌اند. نه به این دلیل که کسی را خیره کرده است. به این دلیل که او چیزی ساده و کمیاب را وعده داده است – و جهان را متقاعد کرده است که می‌تواند آن را تحویل دهد. و در تجارتی که به چیز درخشان بعدی معتاد است، این قدیمی‌ترین ترفند در کتاب است.

درباره نویسنده

تحریریه آی نو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *