نگاهی عمیق به رویکرد Haier در استفاده از AI برای ایجاد اکوسیستمهای نوآور و ارزشمحور
زنجیرههای تأمین جهانی در حال تجزیه هستند، پذیرش AI با سرعتی شگفتانگیز در حال افزایش است، و هرمهای سازمانی سنتی بیش از حد سفت و سخت هستند تا با بازارهایی که یکشبه تغییر میکنند، همگام شوند. اکثر شرکتها هنوز از AI به عنوان ابزاری برای بهبود کارایی استفاده میکنند—خودکارسازی وظایف یا کاهش هزینهها. با این حال، Haier، شرکت چندملیتی چینی که بیشتر به خاطر لوازم خانگیاش شناخته میشود، از AI برای به حرکت درآوردن موتورهای رشد جدید بهره میبرد.
آنچه در سال ۲۰۰۵ به عنوان آزمایشی برای غلبه بر “بیماری شرکت بزرگ” آغاز شد، به یک “سیستم عامل اکوسیستم زنده” برای عصر AI تبدیل شده است. ترجمه تحتاللفظی RenDanHeYi به معنای همسوسازی ایجاد ارزش کارمند با ارزش کاربر است. این اصل اصلی، تحولی را تسریع کرد که Haier را نه تنها به معیاری در چین، بلکه به مورد مطالعاتی توسط مدارس کسبوکار در سراسر جهان و مدلی که توسط شرکتهای چندملیتی مانند GE Appliances و Sanyo ادغام شده، تبدیل کرد.
از طریق دو دهه آزمون و خطا، این رویکرد از تئوری به یک موتور اثباتشده برای چابکی، همکاری و ارزشآفرینی رسیده است. در اینجا سه بینش عملی برای رهبرانی که به دنبال آیندهنگری سازمانهای خود با AI هستند، آورده شده است.

معرفی مدل Haier و تحول سازمانی با محوریت AI
“فاصله صفر” هسته اصلی RenDanHeYi است. این به معنای حذف لایههای تأیید، قرار دادن قدرت در دستان کسانی است که مستقیماً با مشتری روبرو هستند، و اعتماد به تیمها برای مالکیت نتایج از ابتدا تا انتها.
به جای دهها هزار کارمند در لایههای تأیید، شرکت خود را به هزاران شرکت کوچک تقسیم کرد. هر واحد، چه فروش یخچال و چه توسعه راهحلهای IoT، حقوق تصمیمگیری واقعی، پاسخگویی سود و زیان خود، و تماس مستقیم با کاربران را دریافت کرد.
نتیجه آشوب نبود، بلکه نوآوری شتابان بود. Haier بیش از ۱۲,۰۰۰ مدیر میانی را حذف کرد و به تیمهای خط مقدم اختیار داد تا نیازهای کاربران را حس کرده و در زمان واقعی پاسخ دهند. در عمل، این به این معنی بود که وقتی مشتریان از ماشینهای لباسشویی ناکارآمد شکایت میکردند، تیمها میتوانستند طراحیهای تکراری را در عرض چند هفته، نه چند سال، راهاندازی کنند. تصمیمات اکنون در خط مقدم اتفاق میافتد که اطلاعات تازهترین و پاسخ اهمیت بیشتری دارد. این توانایی در تغییر سریع به Haier امکان ورود و پیروزی در بازارهای جدید را داد و از رقبای بوروکراتیک پیشی گرفت.
اصل “فاصله صفر”: استقلال در مقیاس بزرگ و مزیت زمان واقعی
اقدام برای مدیران اجرایی: نقشهای از محل قرارگیری حقوق تصمیمگیری فعلی ترسیم کنید. کدام تیمها هنوز توسط اختیار مرکزی محدود شدهاند، و چند تأیید در بالا گیر میکند؟ با تغییر اختیار به تیمهای نزدیک به کاربران از طریق آزمایشهای کوچک آزمایش کنید. حتی اگر فقط برای یک فرآیند یا واحد تجاری باشد، میتواند دستاوردهای بزرگی در سرعت و روحیه ایجاد کند.
مدل RenDanHeYi Haier که به عنوان بازآفرینی داخلی برای شکستن سیلوها آغاز شد، اکنون به سیستم “مرزهای صفر” تبدیل شده است که از AI به عنوان چیزی بیش از یک ابزار صرفهجویی در هزینه استفاده میکند. پس از دستیابی به این هدف، Haier به مرحله دوم – “مرزهای صفر” – منتقل شد. در حالی که بسیاری از شرکتها AI را در درجه اول به عنوان ابزار صرفهجویی در هزینه میبینند، Haier آن را به عنوان کاتالیزوری برای شکستن مرزهای خارجی در نظر گرفت.
برای انجام این کار، Haier پلتفرمهای دیجیتالی مانند HomeGPT، Smart Brain، و جوامع کوچک اکوسیستم (EMCs) را برای هماهنگی تعامل در زمان واقعی توسعه داد. این تعامل نه تنها در تیمهای داخلی، بلکه با شرکا و مشتریان خارجی است. برای مثال، HomeGPT تعاملات بین میلیونها خانوار و لوازم خانگی Haier را تنظیم میکند و بینشهایی در مورد ترجیحات کاربران ایجاد میکند که به شرکای اکوسیستم کمک میکند تا خدمات و راهحلها را در زمان واقعی شکل دهند.

AI به عنوان موتور ارزشآفرینی جدید، نه فقط ابزاری برای کارایی
فراتر از محصولات مصرفی، همان اصل در اکوسیستمهای صنعتی اعمال میشود. پلتفرم اینترنت صنعتی COSMOPlat Haier اکنون ۹۰۰,۰۰۰ شرکت، ۳۰,۰۰۰ توسعهدهنده و ۵,۰۰۰ شریک اکوسیستم را به هم متصل میکند و به کل صنایع کمک میکند تا دیجیتالی شوند و ارتقا یابند. در هر مورد، AI به عنوان ابزار کارایی پشتیبانی عمل نمیکند، بلکه به عنوان بافت اتصال در شبکه ای از خالقان مشترک عمل میکند.
اقدام برای مدیران اجرایی: بررسی کنید که چگونه AI در حال حاضر در سازمان شما استفاده میشود. آیا فقط وظایف تکراری را خودکار میکند، یا اشکال جدیدی از همکاری را امکانپذیر میسازد؟ از رهبران فناوری اطلاعات و کسبوکار بخواهید در مورد اینکه چگونه زیرساخت AI شما میتواند به یک بازار باز تبدیل شود که در آن شرکا، مشتریان یا حتی رقبا راهحلها را در زمان واقعی خلق مشترک میکنند، فکر کنند.
اکوسیستمها فقط زمانی رشد میکنند که ارزش به طور منصفانه به اشتراک گذاشته شود. به جای پاداش یا جدول حقوق سنتی، حقوق و حتی قیمتگذاری انتقال داخلی در Haier به شدت به ارزش تحویل داده شده به کاربر مرتبط است، نه فقط به KPIها یا فعالیتهای داخلی. این منافع هر شرکت کوچک را با یکدیگر و با مصرفکنندگان همسو میکند و یک چرخه فضیلتآمیز ایجاد میکند: نتایج بهتر، پاداشهای بهتری را به همراه دارد. در نتیجه، کل اکوسیستم چسبناکتر و نوآورانهتر میشود.
سلامت اکوسیستم نیازمند به اشتراکگذاری ارزش همسو با نتایج است
این اصل فراتر از حقوق و دستمزد است. این همان مکانیسمهایی است که همکاریهای Haier را تقویت میکند، کارآفرینی داخلی را تشویق میکند و به ذینفعان خارجی انگیزههایی برای حفظ همسویی میدهد. به بازوی بهداشتی Haier، Yingkang Life نگاه کنید. همکاریهای آن با بیمارستانها، سازندگان تجهیزات و شرکتهای AI در پروژههایی مانند درمانهای رابط مغز-کامپیوتر برای بیماران پارکینسون فقط به این دلیل کار میکند که همه طرفین ارزش را در نتایج میبینند – اثربخشی درمان بهتر، نوآوری سریعتر و دسترسی گستردهتر بیماران.
در حالی که هر بازیکن تخصص متفاوتی را به ارمغان میآورد، اخلاق به اشتراکگذاری ارزش RenDanHeYi تضمین میکند که هیچ کس به ضرر دیگری سود نمیبرد. انگیزهها در نتایجی است که با هم به دست آمدهاند، نه در ورودیهایی که جداگانه مشارکت شدهاند.
اقدامات برای مدیران اجرایی: مدلهای انگیزشی فعلی خود را مرور کنید. در کجا افراد به خاطر خروجیها به جای نتایج پاداش میگیرند؟ در کجا مذاکرات داخلی بر اساس وضعیت به جای ارزش ایجاد شده برای مشتری نهایی است؟ با آزمایش مدلهای آزمایشی که انگیزهها را مستقیماً به نتایج دنیای واقعی مانند رضایت مشتری یا تأثیر قابل اندازهگیری کسبوکار مرتبط میکنند، شروع کنید.

اخلاق به اشتراکگذاری ارزش: تضمین منافع متقابل در اکوسیستم
آنچه داستان Haier را جذاب میکند این است که شرکت نشان داده است مدیریت خود میتواند پلتفرمی برای نوآوری مستمر باشد. RenDanHeYi دقیقاً به این دلیل کار میکند که با چالشهای جهانی روبرو میشود: پیچیدگی، تغییر شتابان و نیاز به نوآوری مستمر.
این سفر خطی نبوده است. Haier دههها طول کشید تا از یک تولیدکننده محور محصول به اکوسیستم بدون مرز که امروزه اداره میکند، حرکت کند. اما درس خود جهانی است. در عصری که زنجیرههای تأمین در حال تجزیه هستند، بازارها یکشبه تغییر میکنند و AI مدلهای کسبوکار را بازنویسی میکند، شبکهها – ساخته شده بر اساس استقلال، خلق مشترک، و به اشتراکگذاری ارزش مبتنی بر نتیجه برای سازگاری و سرعت – معماری هستند که شانس بیشتری برای پایداری دارند.
برای مطالعه اخبار بیشتر اینجا کلیک کنید.
سؤال واقعی برای رهبران این نیست که آیا Haier را کپی کنند، بلکه این است که آیا شرکت شما هنوز در منطق هرمی گیر کرده است – یا در حال ساختن به سمت یک اکوسیستم بدون مرز است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟