آی نو؛ مرجع تخصصی اخبار و آموزش هوش مصنوعی

چت‌بات‌ها و تغییر داستان‌های پزشکی: از جستجوی علائم تا آمادگی روانی

چت‌بات‌ها و تغییر داستان‌های پزشکی: از جستجوی علائم تا آمادگی روانی

چگونه هوش مصنوعی مکالمات پزشکی را متحول می‌کند؟ ساعت ۳ صبح، همه‌چیز بدتر به نظر می‌رسد. آن درد ناآشنا در پهلوی شما؟ وحشتناک نیست، اما مداوم است. شما بهتر از آن می‌دانید که علائم را با وحشت جستجو کنید، اما مطب پزشک شما تا چند ساعت دیگر باز نمی‌شود و…

- اندازه متن +

چگونه هوش مصنوعی مکالمات پزشکی را متحول می‌کند؟

ساعت ۳ صبح، همه‌چیز بدتر به نظر می‌رسد. آن درد ناآشنا در پهلوی شما؟ وحشتناک نیست، اما مداوم است. شما بهتر از آن می‌دانید که علائم را با وحشت جستجو کنید، اما مطب پزشک شما تا چند ساعت دیگر باز نمی‌شود و گوگل بیشتر از اینکه شفاف‌سازی کند، فاجعه‌سازی می‌کند. پس به‌جای آن از یک چت‌بات می‌پرسید.

چیزی که دریافت می‌کنید فقط اطلاعات نیست. شما یک داستان دریافت می‌کنید.

این چیزی است که این لحظه را از ۲۰ سال گذشته جستجوی سلامت دیجیتال متمایز می‌کند، زمانی که بیماران به WebMD یا “دکتر گوگل” مراجعه می‌کردند، اغلب باعث ناراحتی پزشکانشان می‌شد. اکنون، به‌جای جستجو، بیماران از فناوری برای شکل‌دادن به توضیحات استفاده می‌کنند. ابزارهای هوش مصنوعی تولیدی فقط خلاصه‌سازی نمی‌کنند؛ آن‌ها مکالمه را شبیه‌سازی می‌کنند. آن‌ها به افراد اجازه می‌دهند افکار خود را سازماندهی کنند، پیامدها را بررسی کنند و تمرین کنند که چگونه احساس خود را توصیف کنند. نتیجه یک تشخیص نیست. بلکه یک پیش‌نویس است.

و این پیش‌نویس در حال حاضر آنچه را که در اتاق معاینه اتفاق می‌افتد، تغییر می‌دهد.

افزایش استفاده از چت‌بات‌ها در حوزه سلامت

افراد بیشتری از آنچه بیشتر پزشکان متوجه می‌شوند، به این ابزارها روی می‌آورند. یک نظرسنجی اخیر KFF Health Tracking نشان داد که ۱۷٪ از بزرگسالان ایالات متحده و درصد بالاتری از بزرگسالان جوان‌تر، از ابزارهای تولیدی برای پرسیدن سؤالات مربوط به سلامتی استفاده کرده‌اند. این رفتار در حال حاضر وجود دارد. آنچه اکنون مهم است، درک این است که چگونه این رفتار مکالمه را شکل می‌دهد.

من به‌عنوان یک روانشناس بالینی، دهه‌ها را صرف کمک به افراد برای درک سردرگمی و اضطراب کرده‌ام. یکی از قدرتمندترین ابزارها در درمان، روایت است: نه فقط آنچه اتفاق افتاده، بلکه نحوه بیان آن. افراد به‌سادگی رویدادها را به یاد نمی‌آورند، بلکه آن‌ها را به معنا تبدیل می‌کنند. یک داستان تمرین‌شده، واقعی به نظر می‌رسد، حتی زمانی که این‌طور نباشد. این تغییری است که اکنون در مراقبت‌های بهداشتی شاهد آن هستیم: عدم قطعیت نه فقط از طریق حقایق، بلکه از طریق توضیحات روان، معقول و تمرین‌شده پردازش می‌شود.

سال‌ها پیش، مدت کوتاهی پس از اینکه موتورهای جستجو بخشی از زندگی روزمره شدند، پزشک خانواده‌ام اظهار داشت که بسیاری از بیمارانش اکنون “بیشتر از همیشه در مورد پزشکی می‌دانند.” او گفت که وظیفه‌اش دیگر ارائه اطلاعات نیست، بلکه کمک به آن‌ها برای تفسیر آن است. او غرایز اجتماعی و خرد بالینی عالی داشت و حتی در آن زمان نیز می‌توانست حس کند که نقش بیمار در حال تغییر است.

این تغییر امروزه ادامه دارد، اما با پیچیدگی عمیق‌تری. بیماران فقط با حقایق وارد نمی‌شوند. آن‌ها با داستان‌های شکل‌گرفته و تمرین‌شده وارد می‌شوند.

تاثیر داستان‌سرایی بر مکالمات پزشکی

جستجوی علائم چیز جدیدی نیست. چیز جدید، توانایی تعامل، اصلاح و تمرین است. بیماران نه با شکایات پراکنده، بلکه با روایات ساختاریافته وارد می‌شوند: نوشته‌شده، فکرشده، گاهی اوقات از نظر عاطفی پردازش‌شده. این ساختار، مکالمه را شکل می‌دهد. این تغییر می‌دهد که چه چیزی به اشتراک گذاشته می‌شود، چگونه چارچوب‌بندی می‌شود و بیمار چقدر ممکن است برای شنیدن چیزی متفاوت باز باشد.

در یک مقاله اخیر JAMA، یک پزشک بیماری را توصیف کرد که با سرگیجه وارد شد و از زبان بالینی قابل‌توجهی استفاده کرد: “این سرگیجه نیست، بیشتر نوعی احساس پیش‌سنکوپ است.” وقتی پزشک پرسید که آیا او در مراقبت‌های بهداشتی کار می‌کند، بیمار گفت نه، او از یک چت‌بات برای آماده شدن برای قرار ملاقات استفاده کرده بود.

پزشک نوشت: “احساس می‌شد شخص دیگری در اتاق است.”

این خط نشان می‌دهد که ما کجا هستیم. وقتی بیمار به یک داستان اطمینان دارد، حتی یک داستان اشتباه، تجدیدنظر در آن دشوارتر می‌شود. این چالش بالینی جدید است: نه فقط جمع‌آوری تاریخچه، بلکه مذاکره مجدد آن. اگر ابزاری کسی را به سمت یک توضیح اطمینان‌بخش اما نادرست سوق دهد، ممکن است یک پزشک مجبور شود عدم قطعیتی را که از قبل حل‌شده به نظر می‌رسد، دوباره باز کند.

یکی از دوستان من از یک چت‌بات برای درک حالت تهوع مداوم خود استفاده کرد. این چت‌بات سوء‌هاضمه یا استرس را پیشنهاد کرد. او که خیالش راحت شده بود، مراجعه به پزشک را به تعویق انداخت. یک هفته بعد، پزشکش سنگ کیسه صفرا را تشخیص داد. این ابزار آشکارا اشتباه نکرده بود، اما لحن و انسجام روایی آن توجه او را منحرف کرد و باعث شد زمان را از دست بدهد.

یکی دیگر از همکارانم به من گفت که یک نوجوان با خلق‌وخوی پایین و خستگی وارد شد. قبل از مراجعه، او به یک چت‌بات مراجعه کرده و نتیجه گرفته بود که کمبود غذایی دارد. تا زمانی که به کلینیک رسید، او از قبل مکمل مصرف می‌کرد و در برابر بررسی عوامل عاطفی مقاومت می‌کرد. این ابزار سلامت روان را رد نکرده بود، بلکه به‌سادگی توضیحی را ارائه داده بود که او ترجیح می‌داد و به‌طور ظریفی مسیر برخورد را تغییر داد.

خطرات و فرصت‌ها

این خطر وجود دارد: روانی که شبیه دقت است. در محیط‌های ساختاریافته، ابزارهای تولیدی می‌توانند عملکرد چشمگیری داشته باشند. برای مثال، GPT-4 در سناریوهای بالینی استاندارد بیش از ۹۰ درصد امتیاز کسب کرده است و در برخی از مطالعات متمرکز بر تریاژ علائم قلبی و موارد پیچیده گوارشی، از پزشکان بهتر عمل کرده است. اما در استفاده واقعی توسط افراد عادی، دقت به‌شدت کاهش می‌یابد. یک پیش‌چاپ در سال ۲۰۲۵ نشان داد که دقت تشخیصی در صورت استفاده بدون چارچوب‌بندی بالینی به حدود ۳۵ درصد کاهش می‌یابد. مشکل در ابزار نیست، بلکه اغلب در سؤال است.

اما لازم نیست این‌طور باشد. من با دوستان، اعضای خانواده و بیماران در مورد نحوه استفاده آن‌ها از این ابزارها هنگام آماده شدن برای ویزیت صحبت کرده‌ام. من دیده‌ام که وقتی کاربران ورودی‌های خود را از مبهم به متمرکز تغییر می‌دهند، چقدر خروجی تغییر می‌کند: از “من چه مشکلی دارم؟” به “این چیزی است که من احساس می‌کنم، این چیزی است که من نگران آن هستم و این چیزی است که می‌خواهم از پزشکم بپرسم.”

تفاوت در گرفتن پاسخ بهتر نیست. بلکه در سازماندهی فکر است. درخواست‌هایی مانند “من در حال آماده شدن برای دیدن پزشکم هستم و می‌خواهم علائم خود را به‌وضوح توصیف کنم” اغلب منجر به راهنمایی‌های ساختاریافته و عملی می‌شود: جدول زمانی، ردیابی علائم، سؤالاتی که باید مطرح شوند. این نوع سازماندهی جایگزین مراقبت نمی‌شود، اما می‌تواند آن را تغییر دهد.

مسئله فقط این نیست که این ابزارها چه کاری می‌توانند انجام دهند. بلکه این است که آیا به افراد آموزش داده می‌شود که چگونه به‌خوبی از آن‌ها استفاده کنند. بیشتر بیماران نمی‌دانند عملکردهای حافظه چیست. بسیاری متوجه نمی‌شوند که سؤالات مبهم منجر به پاسخ‌های مبهم و گاه گمراه‌کننده می‌شود. آنچه مورد نیاز است آموزش فنی نیست، بلکه راهنمایی مکالمه است.

پزشکان می‌توانند کمک کنند. به‌جای اینکه وانمود کنند بیماران با یک صفحه خالی وارد می‌شوند، باید بپرسند:

  • “آیا قبل از آمدن چیزی را جستجو کردید؟”
  • “آیا از ابزاری برای فکر کردن به آن استفاده کردید؟”
  • “امیدوار بودید مشکل چه باشد یا امیدوار بودید چه نباشد؟”

این سؤالات داستانی را که از قبل شکل گرفته است، دعوت می‌کنند. آن‌ها به کشف مسیر ذهنی که بیمار از قبل پیموده است کمک می‌کنند و فضایی را برای مشارکت به‌جای تصحیح ایجاد می‌کنند.

سیستم‌های بهداشتی و پلتفرم‌های دیجیتال نیز می‌توانند از این تغییر حمایت کنند. پورتال‌های بیمار می‌توانند الگوهای قبل از ویزیت یا نمونه‌های درخواستی را ارائه دهند. ارائه‌دهندگان می‌توانند زبان استفاده ایمن را به اشتراک بگذارند یا استراتژی‌های چارچوب‌بندی را توصیه کنند. حتی تلنگرهای کوچک، مانند پیشنهاد به کاربران برای گفتن “به من کمک کنید برای ویزیتم آماده شوم” به‌جای “من چه مشکلی دارم؟” می‌تواند منجر به تعاملات سازنده‌تر شود.

برای مطالعه اخبار بیشتر اینجا کلیک کنید.

ما باید به مردم آموزش دهیم که چگونه روایات سلامت شخصی بسازند، پیش‌نویس‌هایی که واضح اما قابل‌تغییر، متفکرانه اما نه زودرس هستند. هدف محدود کردن استقلال نیست. هدف حفظ انعطاف‌پذیری است، بنابراین داستانی که گفته می‌شود همچنان می‌تواند در صورت نیاز تغییر کند.

بیماران قبلاً با علائم پراکنده و سابقه جستجو وارد می‌شدند. اکنون، بسیاری با روایتی از قبل شکل‌گرفته وارد می‌شوند. آن داستان می‌تواند مفید باشد. می‌تواند گمراه‌کننده باشد. در هر صورت، مکالمه را تغییر می‌دهد. بر اساس گزارشی از STAT News، عصر جستجوی علائم خام به پایان رسیده است. این عصر تمرین روایی است. و اگر پزشکان شروع به گوش دادن به داستان‌هایی نکنند که بیماران از قبل شروع به گفتن آن‌ها به خود کرده‌اند، فرصت شکل‌دادن به نحوه پایان آن داستان‌ها را از دست خواهند داد.

هاروی لیبرمن، دکترا، روانشناس بالینی و مشاور است که برنامه‌های بزرگ بهداشت روان را رهبری کرده و اکنون در مورد تقاطع مراقبت و فناوری می‌نویسد. مقاله مهمان اخیر او در نیویورک تایمز با عنوان “من یک درمانگر هستم. ChatGPT به‌طرز عجیبی مؤثر است”، آزمایش یک‌ساله او را با استفاده از هوش مصنوعی در درمان بررسی کرد.

درباره نویسنده

تحریریه آی نو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *