فیلمساز نامدار از هوش مصنوعی، «درخشش ابدی یک ذهن پاک» و دنداندرد میگوید
چارلی کافمن، فیلمنامهنویس نابغه آثاری چون «جان مالکوویچ بودن»، «اقتباس»، «درخشش ابدی یک ذهن پاک» و «سینکداکی، نیویورک»، این روزها حال و روز خوشی ندارد. او با لحنی آهسته میگوید: «در حال حاضر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنم. متاسفانه، افراد زیادی حاضر نیستند به من برای ساخت فیلم اعتماد کنند و پولشان را در اختیارم بگذارند. این موضوع بسیار ناامیدکننده است.»

اوایل سال جاری، تولید فیلمی با نام «بعدا جنگ»، که ادی ردمین در آن نقش یک تولیدکننده رویا را بازی میکند، در بلگراد متوقف شد. کافمن امیدوار است که تولید این فیلم دوباره از سر گرفته شود. بدتر از آن، او به شدت به استراحت نیاز دارد. او در حالی که دستش را برای برداشتن قهوه دراز میکند، میگوید: «نمیخواهم خیلی وارد جزئیات شوم، اما من خواب خوبی ندارم.»
او به تازگی از جشنواره فیلم ونیز به نیویورک بازگشته است، جایی که فیلم کوتاه «چگونه یک شبح را شکار کنیم»، دومین فیلم کوتاه شاعرانهای که کارگردانی کرده را به نمایش گذاشت. این فیلم با بازی جسی باکلی، بازیگر فیلم «دارم به پایان دادن به اوضاع فکر میکنم» ساخته سال ۲۰۲۰، ساخته شده است. باکلی در این فیلم نقش یک عکاس تازه درگذشته را بازی میکند که با یک کلاه گیس آبی در آتن سرگردان است و یک دوربین پولاروید در دست دارد. او را یک مترجم (یوسف عقیقی) که او نیز به تازگی مرده است، همراهی میکند. این دو با هم از زندگی پس از مرگ لذت میبرند. این فیلم یادآور فیلم «بالهای اشتیاق» در یونان است.
این فیلم کوتاه تاثیرگذار و به طرز عجیبی تسلیبخش است. کافمن ۶۶ ساله میگوید: «من از احساس و دیدگاهی که ارواح نسبت به زندگی و مرگ خود پیدا میکنند، خوشم میآید. فکر میکنم این فیلم امیدوارکننده است. شاید این بیشتر به اوا مربوط باشد، زیرا او نویسنده فیلم است. من فکر میکنم او زیبایی و درد را در کنار هم میبیند و معتقد است که این دو لزوماً متضاد نیستند.» وقتی از او پرسیده میشود که آیا او نیز میتواند زیبایی را ببیند، پس از مکثی طولانی میگوید: «میتوانم. من اضطراب زیادی دارم و فکر میکنم این موضوع مانع از تجربه زنده بودن میشود.»
همکاری با میشل گوندری و «درخشش ابدی یک ذهن پاک»
کافمن اواخر این ماه فیلم «چگونه یک شبح را شکار کنیم» را به جشنواره فیلم Encounters بریستول میبرد، جایی که قبل از نمایش فیلم «درخشش ابدی یک ذهن پاک»، با میشل گوندری روی صحنه خواهد رفت. این داستان عاشقانه تاثیرگذار که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد، جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برای کافمن به ارمغان آورد. در این فیلم، جیم کری نقش یک روح سرگردان را بازی میکند که تحت یک عمل پاکسازی مغزی قرار میگیرد تا تمام خاطرات مربوط به دوست دختر سابقش (با بازی کیت وینسلت) را پاک کند.

کافمن و گوندری چندین روز در سال ۱۹۹۸ را صرف رانندگی در هالیوود و ارائه ایده «درخشش ابدی» به مدیران استودیو کردند. کافمن با اخم میگوید: «من دندانم عفونت کرده بود و درد شدیدی داشتم. اما وقت نداشتم به دندانپزشکی بروم، زیرا مشغول این کار بودیم.» پاسخهای مثبت، درد او را تسکین میداد. «همه میگفتند این یک راه جدید برای گفتن یک داستان عاشقانه است. آنها میدانستند چگونه آن را بفروشند و این برایشان هیجانانگیز بود.»
پس از فروش ایده «درخشش ابدی»، کافمن شروع به نوشتن آن کرد که زمان زیادی برد. گوندری میخواست ساخت فیلم را شروع کند، بنابراین کافمن یک فیلمنامه ناتمام قدیمیتر را از کشو بیرون آورد تا او در این فاصله آن را بسازد. نتیجه، فیلم «طبیعت انسانی» بود که پاتریشیا آرکت در آن نقش یک نویسنده پشمالو، تیم رابینز نقش یک دانشمند سرکوبشده و ریس ایفانز نقش سوژه آزمایشگاهی او را بازی میکرد که به عنوان یک میمون بزرگ شده بود. این فیلم پر از جذابیتهای سرکش بود، اما با شکست مواجه شد و این روزها به سختی میتوان آن را پیدا کرد. کافمن میپرسد: «واقعاً؟ من دنبالش نگشتهام.»
با این حال، «درخشش ابدی» یک موفقیت بزرگ بود: صمیمانهترین و موثرترین پیوند بین عناصر جریان اصلی و آوانگارد از زمان فیلم «روز موش خرما» و یک موفقیت تجاری نیز بود. او با تردید میگوید: «اگرچه افرادی که حقوق فیلم را در اختیار دارند، به طور مرتب به من گزارش میدهند که فیلم هنوز در حال ضرر دادن است. به این میگویند ‘حسابداری هالیوودی’.»
تاثیر فیلمهای دیگر و نگرانیهای چارلی کافمن
مشکلات در طول مسیر بیشتر به دلیل شباهت تصادفی فیلمهای دیگر به «درخشش ابدی» بود. کافمن قبلاً گفته بود که اکران فیلم تریلر «یادگاری» کریستوفر نولان در سال ۲۰۰۰، در طول فرآیند نوشتن فیلم به او تردید وارد کرده است. شاید به همین دلیل است که منتقد سینمایی خیالی، بی روزنبرگ روزنبرگ، که راوی رمان «آنتکایند» کافمن در سال ۲۰۲۰ است، چندین بار به نولان طعنه میزند و در یک جا استارباکس را «قهوه هوشمند برای افراد احمق» مینامد و میگوید: «این کریستوفر نولان قهوه است.»
تریلر علمی تخیلی «چک» جان وو در سال ۲۰۰۳، که قبل از «درخشش ابدی» اکران شد اما اکنون به طرز مناسبی فراموش شده است، نیز کافمن را ترسانده بود. کافمن به یاد میآورد: «در تریلر فیلم، بن افلک را دیدیم که دستگاه پاککننده حافظه روی سرش بود. من و میشل گفتیم: ‘وای خدای من!’ با یکی از تهیهکنندگانمان تماس گرفتیم و گفتیم: ‘الان نمیتوانیم فیلم را اکران کنیم.’»
شاید موفقیت «درخشش ابدی» برای هر دو نفر یک موهبت مختلط بود. وقتی در سال ۲۰۲۳ از گوندری پرسیده شد که چرا فیلمهای بیشتری در هالیوود نساخته است، گفت: «کار کردن بعد از کار کردن با چارلی کافمن بسیار سخت است.» او گفت که فیلمنامههای نویسندگان دیگر «بسیار کسلکننده به نظر میرسند.» شاید آن پنج سال اول تماشایی به عنوان یک فیلمنامهنویس نیز انتظارات کافمن را از نحوه پیشرفت بقیه دوران حرفهایاش منحرف کرده بود. او میگوید: «خب، من بیشتر دوران بزرگسالیام را ناموفق بودهام.
اما، بله، این لحظه کوتاهی وجود داشت – از زمانی که ‘مالکوویچ’ اکران شد و با ‘سینکداکی’ به پایان رسید – که من، میدانید …» او مکث میکند و من تعجب میکنم که آیا او میخواهد بگوید «محبوب»، کلمهای که نمیتوانم تصور کنم هرگز از لبهایش خارج شود. او در نهایت میگوید: «مورد تقاضا. یا چیزی شبیه به آن.»
در سال ۲۰۰۸، بحران مالی جهانی رخ داد – «که من هنوز فکر نمیکنم تجارت فیلم از آن بهبود یافته باشد» – و فیلم «سینکداکی، نیویورک» اکران شد. این فیلم با بازی فیلیپ سیمور هافمن در نقش یک کارگردان تئاتر مضطرب و به طرز دیوانهواری جاهطلب که در حال ساختن یک کپی از زندگی خود در داخل یک انبار بزرگ است، هیچ پولی به دست نیاورد. کافمن با لحنی تند میگوید: «اهمیتی نمیدهم.

من از آن بسیار خوشحالم.» با این حال، شکست در گیشه عواقب روشنی داشت. «فیلمهای من مورد توجه قرار میگیرند و با این حال من دائماً با این دیوار عدم توانایی در تامین مالی روبرو هستم. و من چیز زیادی نمیخواهم.» چگونه این وضعیت تغییر خواهد کرد؟ او پیشنهاد میکند: «فکر میکنم اگر چیزی را کارگردانی کنم که ثروت زیادی به دست آورد.»
آیا برای او غیرقابل تحمل خواهد بود که فیلمی را بپذیرد که به آن اعتقاد ندارد فقط برای به دست آوردن نفوذ برای پروژههای خودش؟ او با لحنی ناگهان جدی میگوید: «من فکر میکنم جهان در حال حاضر در یک وضعیت وحشتناک و وحشتناک قرار دارد. من فکر نمیکنم که هالیوود هیچ ربطی به آن نداشته باشد. من میتوانم استدلال کنم که هالیوود همه چیز را به آن مربوط میکند. و من به عنوان یک فرد، مسئولیتی دارم که آشغال در جهان قرار ندهم. من این کار را نمیکنم.»
او همچنین گفت: «اگر شروع به تلاش برای فهمیدن این موضوع کنید که مردم چه میخواهند، دارید کاری را انجام میدهید که هوش مصنوعی انجام میدهد. ایده هوش مصنوعی مقدم بر خود هوش مصنوعی است، زیرا این ماشین هالیوود است. به همین دلیل است که آنها هر ۱۰ سال یک بار پنج فیلم یکسان را بازسازی میکنند. به همین دلیل است که آنها فرمولی برای فیلم دارند.»
برای مطالعه اخبار بیشتر اینجا کلیک کنید.
وحشت قریب الوقوع هوش مصنوعی امروز بسیار در ذهن اوست. «با ارزشترین چیز برای من از نظر سلامت روانم این است که شعری بخوانم یا تابلویی را ببینم یا به موسیقی گوش دهم که با من صحبت میکند، که برای لحظهای مرا از هم میپاشد و در آنجا تجربهای را صادقانه و ظریف به تصویر میکشم. این دلیل دیگری است که هوش مصنوعی هرگز نمیتواند چیزی را از نظر هنری خلق کند.
این میتواند ما را فریب دهد تا فکر کنیم که این کار را انجام داده است، اما تجربه زنده بودن را ندارد. از دست دادن، شادی، عشق و احساس مواجهه با مرگ را نمیداند. من از بسیاری جهات نگران آینده هستم و اگر به خودمان اجازه ندهیم با انسانهای دیگری که تجربیات ما را دارند ارتباط برقرار کنیم، فکر میکنم گم میشویم.»
او استدلال میکند که شواهد در حال حاضر در اطراف ما وجود دارد. «این همان جایی است که حرص و طمع و تمام این آشغالها از آنجا میآید. این افراد واقعاً گم شدهاند و چیزی ندارند، بنابراین به شدت تلاش میکنند تا با به دست آوردن، با تحمیل خود بر مردم، با قدرتمند و ثروتمند بودن، احساس بهتری داشته باشند. آنها افراد آسیبدیدهای هستند که آسیب زیادی میزنند.» او دستانش را بالا میبرد. «من هم یک فرد آسیبدیده هستم!» او میگوید. «اما من در حال تلاش هستم، میدانید؟ من سعی میکنم در مورد آن صادق باشم.»

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟