دانشجویان ۲۰۲۹ آمریکایی با تردیدها و فشارهای بیسابقهای روبرو هستند
ورود به دانشگاه برای دانشجویان سال اول هرگز آسان نبوده است. هماتاقیهای عجیب و غریب، اساتید سختگیر و غذای بیکیفیت سلف، همگی بخشی از انتقال گیجکننده به دوران جوانی هستند. اما آیا تا به حال زمان ناآرامتری برای تعهد به یک مدرک تحصیلی وجود داشته است؟
دانشجویان ورودی سال ۲۰۲۹ نگران هستند. جوانان ۱۸ ساله امروزی دوران راهنمایی خود را در قرنطینه همهگیری گذراندهاند. آنها بیشتر از نسلهای گذشته به صورت آنلاین و منزوی اجتماعی بزرگ شدهاند و در مطالعه «ذهنهای سالم»، نظرسنجی انجام شده توسط کنسرسیومی از دانشگاهها، بیش از ۳۰ درصد از دانشجویان احساس افسردگی و/یا اضطراب را گزارش میدهند.
محوطههای دانشگاهی که تازه به آن وارد شدهاند، در یک جنگ فرهنگی ریشه دواندهاند، زیرا دولت ترامپ بودجه تحقیقاتی را کاهش داده یا بودجه را برای اجرای محدودیتها بر اعتراضات دانشجویی و آزادی بیان قطع کرده است. دانشجویان بینالمللی با موانع بیشتری برای دریافت ویزا مواجه هستند و تعداد آنها ممکن است در پاییز امسال به شدت کاهش یابد. در همین حال، شهریه و هزینهها در برخی از کالجها از ۱۰۰۰۰۰ دلار در سال فراتر رفته است. بر اساس یافتههای Experian، میانگین بدهی دانشجویی نسل Z، ۲۳۰۰۰ دلار است.
در مورد مشاغل رویایی که این کالجها آنها را برای آن آماده میکنند، بسیاری تعجب میکنند که تا چه مدت این مشاغل وجود خواهند داشت، زیرا شرکتها به دنبال پذیرش هوش مصنوعی مولد هستند. و دقیقاً چه کاری باید با خود هوش مصنوعی انجام دهند؟ بومیترین کاربران GenAI تا کنون بین هشدارهایی مبنی بر اینکه اگر توانایی استفاده از ChatGPT را نداشته باشند، دنیا از آنها عقب خواهد ماند و خطر تقلب در تکالیفشان در صورت تکیه بر این ربات گفتگو، گرفتار شدهاند.

جای تعجب نیست که جوانان آمریکایی به طور فزایندهای نسبت به این که کالج ارزش وقت و هزینه را دارد، بدبین هستند.
بحران هویت دانشگاهها
در میان این همه عدم قطعیت، کالجها نیز در حال بررسی بحران هویت خود هستند. سیستم کالج ایالات متحده امروز از هر نظر کامل نیست. میتواند ناکارآمد و پر از هزینههای گزاف باشد. مدارس باید بین جذابیت برای کارفرمایان با ارائه مهارتهای سخت و آماده برای محل کار به دانشجویان و همچنین فراهم کردن فرصتهایی برای جوانان برای اشتباه کردن و تبدیل شدن به متفکران و همکاران مستقل و انعطافپذیر، تعادل برقرار کنند. این مهارتهای نرم از نوعی هستند که با موفقیت شغلی بالاتر مرتبط هستند، به ویژه با توجه به اینکه هوش مصنوعی وظایف سطح ابتدایی بیشتری را بر عهده میگیرد.
لین پاسکارلا، رئیس انجمن کالجها و دانشگاههای آمریکا میگوید: «ما باید آموزش عالی را به گونهای متحول و بازتعریف کنیم که برنامه درسی را به شغل مرتبط کند.» او میگوید که این به معنای سازگارتر و انعطافپذیرتر کردن دانشجویان در برابر تغییرات سریع است، اما کالجها باید کارآموزیها یا برنامههایی را بهتر ادغام کنند که دانشجویان را به جوامع محلی خود متصل میکند تا تجربه کاری و دیدگاه واقعی به دست آورند. «در عین حال، ما باید این واقعیت را در نظر بگیریم که به طور فزایندهای، دانشجویان چیزی بیش از صرفاً به دست آوردن شغل میخواهند. آنها زندگی پرمعنا و هدفمند میخواهند.»
محوطه دانشگاهی ایدهآل غرق در سنت در حال تغییر است. مانند بسیاری از دانشجویان، هنوز نمیداند که میخواهد چه باشد.
پیامدهای عدم تحصیل در دانشگاه
جوانان با پیامهایی مبنی بر اینکه ارزش مدرک دانشگاهی در حال خشک شدن است و جایگزینهای پرسودی فراوان است، بمباران میشوند. Palantir به دانشآموزان دبیرستانی که میخواهند از «شستشوی مغزی» کالج «صرف نظر کنند»، بورسیه ارائه میدهد و سیلیکون ولی هنوز عاشق بنیانگذار جوانی است که خوابگاه را پشت سر میگذارد.
نسل Z هم برای استقلال و هم برای ثروت ارزش قائل است و لژیونهایی از اینفلوئنسرهای جوان TikTok و Instagram وجود دارند که نشان میدهند چگونه بدون مدرک به هر دو دست یافت – به عنوان میزبان Airbnb، مشاوران املاک، دراپ شیپرها، استریمرهای بازیهای ویدیویی، لولهکشها، اینفلوئنسرهای OnlyFans و گوروهای دورههای فروش. سام آلتمن، که خود ترک تحصیل کرده استنفورد است، در یک پادکست در ماه جولای گفت که کالج «برای اکثر مردم خوب کار نمیکند» اما «اگر ۱۸ سال به جلو برویم، به نظر میرسد چیز بسیار، بسیار متفاوتی است»، زیرا هوش مصنوعی خواستههای سیستم آموزشی را تغییر میدهد.
یک مطالعه جدید از آزمایشگاه اقتصاد دیجیتال استنفورد نشان داد که از زمان رایج شدن پذیرش هوش مصنوعی، نرخ اشتغال در میان کارگران ۲۲ تا ۲۵ ساله در نقشهایی که به شدت در معرض هوش مصنوعی قرار دارند، مانند توسعه نرمافزار و خدمات مشتری، ۱۳ درصد کاهش یافته است.

ارزش پایدار مدرک دانشگاهی
در حالی که مزایای کسب مدرک تحصیلی ممکن است برای برخی از فارغالتحصیلان و دانشجویان اخیر دست نیافتنی به نظر برسد، مدرک تحصیلی همچنان مطمئنترین راه برای ایجاد ثروت در طول زمان است. زک مابل، مدیر تحقیقات در مرکز آموزش و نیروی کار دانشگاه جورج تاون میگوید: «سطح عدم قطعیت و ریسک تا آنجا که به درک ارزش پیشنهادی پیگیری مدرک تحصیلی مربوط میشود، به بالاترین حد خود رسیده است. مهم این است که اگر یک جوان به کالج نرود، گزینه جایگزین او چیست؟»
بر اساس دادههای بانک فدرال رزرو نیویورک، فارغالتحصیلان کالج نسل Z در سال ۲۰۲۴، میانگین حقوق ۶۰۰۰۰ دلار را به خانه بردند، در حالی که فارغالتحصیلان دبیرستان ۴۰۰۰۰ دلار درآمد داشتند. بر اساس گزارش سازمان تأمین اجتماعی، مردان و زنانی که دارای مدرک لیسانس هستند، به ترتیب ۹۰۰۰۰۰ دلار و ۶۳۰۰۰۰ دلار بیشتر از همتایان خود که از دبیرستان فارغالتحصیل میشوند، درآمد دارند.
روسای یقهسفید هنوز میخواهند کارگران تحصیل کرده در کالج را استخدام کنند. کوین کروگر، رئیس و مدیرعامل FirstGen Forward، سازمانی که بر کمک به دانشجویان کالج نسل اول متمرکز است، میگوید: «ما شاهد فرسایشی از سوی کارفرمایانی که ناگهان میتوانند بدون مدرک چهار ساله کار کنند، نبودهایم.»
در همین حال، هوش مصنوعی نیز قاتل کالجی نیست که برخی هنگام ورود ChatGPT به محوطههای دانشگاهی از آن میترسیدند. صفینه علی، استاد ارتباطات آموزشی در دانشکده استینهارت دانشگاه نیویورک میگوید: «من فکر نمیکنم آموزش عالی ارزش خود را از دست بدهد، اما فکر میکنم باید به سرعت با فناوری سازگار شود.» او کاربردهای معناداری را برای هوش مصنوعی میبیند که در سراسر رشتهها تدریس میشود – نه فقط در موضوعات فنی مانند علوم کامپیوتر، بلکه در علوم انسانی و هنر. علی میگوید، هر چه دانشجویان جوانتر باشند، تمایل بیشتری به پذیرش تغییرات و ابزارهای جدید دارند بدون اینکه نگران باشند که دنیا در چهار سال آینده چگونه به نظر خواهد رسید.
حتی آلتمن فکر میکند که کارگران جوانتر خوب خواهند بود – او میترسد که کارگران مسنتر بدون تمایل به سازگاری آسیب ببینند. کریستین کروزورگارا، مدیر ارشد استراتژی آموزشی در سایت شغلی اولیه Handshake میگوید: «اتفاقات زیادی در ۶ تا ۱۲ ماه آینده رخ خواهد داد، بنابراین تلاش برای پیشبینی دقیق اینکه در چهار سال آینده کجا خواهیم بود تقریباً غیرممکن است.» این برای کارگران باتجربه ترسناک به نظر میرسد، اما برای یک دانشجوی سال اول کالج، یک سال میتواند مانند یک عمر باشد. «احتمالاً یک عنصر خوشبینی نیز وجود دارد، زیرا آنها تازه شروع کردهاند و چهار سال پیش رو دارند.»
دانشجویان ورودی جدید امروز، کم و بیش مانند جوانانی که در آغاز رکود بزرگ در کالج ثبت نام کردند، ممکن است از بدترین طوفان هوش مصنوعی در امان باشند. کروزورگارا میگوید: «ما در حال حاضر در مرحله اختلال هستیم. حدس من این است که در چهار سال آینده، از برخی از آن مرحله اختلال خارج شدهایم و بیشتر در مرحله کالیبراسیون خواهیم بود.» و همانطور که کسب و کارها کالیبره میشوند، دانشجویان آزادی نسبی برای آزمایش دارند.

چالشهای ادغام هوش مصنوعی در آموزش
در عین حال، اگر یک کالج بیش از حد به هوش مصنوعی تکیه کند، خطر عدم آمادگی دانشجویان با تفکر انتقادی و مهارتهای نرم که برای مشاغل موفق نیز ضروری هستند، وجود دارد. تحقیقات اخیر MIT نشان میدهد که تکیه بیش از حد به ChatGPT میتواند افراد را تنبل و وابسته به فناوری کند. در این مطالعه، کسانی که از ChatGPT برای نوشتن مقالات کمک میگرفتند، در مقایسه با گروههای کنترل «به طور مداوم در سطوح عصبی، زبانی و رفتاری عملکرد ضعیفتری داشتند». آتلانتیک سال گذشته گزارش داد که دانشآموزان در کالجهای نخبه میرسند و برای خواندن و تجزیه رمانها مشکل دارند.
آنی چچیتلی، مدیر ارشد محصول Turnitin، که نرمافزار تشخیص سرقت ادبی و هوش مصنوعی را ارائه میدهد، میگوید: «حتی برای دانشآموزان خوشنیت که نمیخواهند تقلب کنند، این بر توانایی آنها در تفکر و رشد تأثیر میگذارد.» از آنجایی که هوش مصنوعی به سرعت در حال تغییر است، او فکر میکند که کالجها باید بیشتر بر توسعه مهارتهای نرم گسترده تمرکز کنند تا تمرکز بیش از حد بر ابزارهای خاص هوش مصنوعی در یک زمینه. چچیتلی میگوید: «ما به متخصصان عمومی باز خواهیم گشت، زیرا همه چیز خیلی سریع در حال تغییر است. اگر یک ورزشکار ذهنی نباشید، نمیتوانید خود را وفق دهید.»
جنی ماکسول، رئیس آموزش در Grammarly میگوید: «اگر کلمات دیگر بازتابی از یادگیری نباشند، باید یادگیری را به گونهای متفاوت ارزیابی کنید.»
برخی از اساتید ترجیح میدهند به طور کامل از GenAI اجتناب کنند و از دانشآموزان بخواهند که تستها و تکالیف مقالهای بیشتری را در کلاس تکمیل کنند، اما یک اجماع رو به رشد وجود دارد که ارزیابیهای قدیمی باید در گذشته رها شوند. در ماه آگوست، Grammarly هشت عامل هوش مصنوعی را منتشر کرد که بر روی OpenAI و سایر مدلهای زبان بزرگ ساخته شدهاند. این عوامل میتوانند وظایفی مانند ارزیابی یک مقاله پیشنویس شده در برابر یک معیار تکلیف، ارائه پیشنهاداتی به دانشآموزان در مورد چگونگی بهبود مقاله و اختصاص یک نمره پیشبینی کننده را بر عهده بگیرند.
هوش مصنوعی مولد تکالیف مقالهای سنتی را برهم زده است و این امر مستلزم تغییر نحوه آزمایش و نمرهدهی دانشآموزان است. جنی ماکسول، رئیس آموزش در Grammarly میگوید: «اگر کلمات دیگر بازتابی از یادگیری نباشند، باید یادگیری را به گونهای متفاوت ارزیابی کنید.» او عوامل شرکت را نه تنها راههایی برای هموار کردن زمین بازی در مقاله پنج پاراگرافی، بلکه به عنوان شواهدی میبیند که نحوه ارزیابی دانشآموزان باید تغییر کند.
اکنون کمتر در مورد گرفتن متقلبان و بیشتر در مورد یافتن راههای جدید برای نشان دادن تسلط بر مفاهیم است. ماکسول میگوید: «آنچه من واقعاً امیدوارم اتفاق بیفتد این است که بازی مقاله دیگر بازی مقاله نباشد.» او میگوید، شاید هوش مصنوعی بتواند دانشآموزان را وادار کند تا عمیقتر در مورد مفاهیم فکر کنند، بنابراین انتظار کمتری برای بازگرداندن آنچه در یک مقاله استاندارد تدریس میشود وجود دارد.
اساتید هنوز در حال بررسی بهترین راهها برای ارزیابی دانشآموزان در حین استفاده از هوش مصنوعی هستند و هنوز هیچ اجماعی وجود ندارد. دنیس یی تنن، استاد زبان انگلیسی در دانشگاه کلمبیا، در پاییز امسال درسی به نام Writing AI تدریس میکند که بر روشهایی که ابزارهای هوش مصنوعی در حال تغییر شکل دادن به فرآیند نوشتن هستند و محدودیتهای آنها در انجام این کار تمرکز دارد، و او میگوید که به سرعت با حدود ۸۰ دانشآموز مشتاق پر شد که فکر میکنند بازدهی زیادی در تسلط بر هوش مصنوعی وجود خواهد داشت.
او میگوید، آموزش هوش مصنوعی به عنوان یک شریک نوشتن، نحوه تعامل او با دانشآموزانش را تغییر داده است. یی تنن توضیح میدهد که او در مورد آنچه میدانیم و نمیدانیم در مورد نحوه عملکرد هوش مصنوعی به بهترین شکل، صریحتر شده است و میگوید: «به جای اجرای تخصص و سخنرانی، من بسیار بیرحمانهتر صادق هستم. با کلاسی در مورد هوش مصنوعی که در حال حاضر همه چیز بسیار باز است، هیچکس آن پاسخ را نمیداند. بیایید این را آزمایش کنیم.»
با توجه به اینکه کالجها و اساتید هنوز در حال بررسی نحوه پیمایش هوش مصنوعی و واکنش فرهنگی به آموزش عالی هستند، فضایی برای ارزیابی مجدد نحوه ارزیابی دانشآموزان وجود دارد. کمالگرایان بسیار با انگیزه با سابقه نمرات A مستقیم و اجتناب از شکست وارد محوطه دانشگاه میشوند و وزن سنگین شهریه میتواند مانع از ریسکپذیری شود – با این حال این دقیقاً همان چیزی است که حباب محافظتی یک تجربه کالج باید ارائه دهد. پاسکارلا میگوید: «ما با مجموعه خاصی از استعدادها به دنیا نمیآییم و از شکست یاد میگیریم. اما شما باید یک برنامه درسی داشته باشید که به افراد اجازه دهد از شکست یاد بگیرند و اگر در چند تکلیف اول خود شکست خوردند، آنها را بیرون نکنید.»
فراتر از مزایای مالی
خارج از مزایای مالی، کالج یک زمین بازی است که در آن جوانان گامهای کوچکی برای بزرگسالی برمیدارند. بخشی از قطع ارتباط در ارزش کالج ناشی از این است که جوانان واقعاً از چهار سال صرف غذا خوردن غذاهای فرآوری شده و تعهد به انجمنهای خواهری یا برادری چه چیزی به دست میآورند. اگر سعی کنید یک بازی اعداد انجام دهید و هزینه را تجزیه کنید، به علاوه سود، چهار سال از وقت خود را اضافه کنید، و سپس آن را به عنوان یک تبادل دقیق برای یک شغل یا حقوق خاص وزن کنید، این برخی از مزایای کمتر ملموس را از دست میدهد.
برای مطالعه مقالات بیشتر اینجا کلیک کنید.

کالجها باید با قیمت بالای بلیط خود ایده بزرگتری را بفروشند. مابل میگوید: «شما باید پیشنهاد ارزش را در فوریت برای دانشجویان جذابتر کنید تا مایل به سرمایهگذاری باشند، زیرا در ابتدا بسیار ترسناک به نظر میرسد. اینها افرادی هستند که بخش زیادی از زندگی خود را زندگی نکردهاند و مشتاق هستند که فرصتی برای داشتن مقداری پول در جیب خود داشته باشند و بتوانند آنطور که میخواهند زندگی کنند.»
متقاعد کردن برخی از اینکه زمان و پولی که در یک مدرک تحصیلی سرمایهگذاری میشود، هدر نخواهد رفت، به یک مکالمه سختتر برای کالجها در دنیایی تبدیل میشود که به صدای بلند از آموزش عالی انتقاد میکند. اما دروس و زندگی در محوطه دانشگاه به جوانان تابآوری و همکاری میآموزد و آنها را در معرض ایدهها و افراد جدید قرار میدهد. آنها این سالها را صرف یادگیری حل مسئله میکنند و رشد بسیار بیشتر از دوازده ساعت یا بیشتر در هفته است که در کلاس میگذرانند. این نوع مهارت یا درسی نیست که هوش مصنوعی بتواند آن را تضعیف کند. جذابیت کالج نمرده است. فقط در یک مرحله ناخوشایند گیر کرده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟